چهارشنبه، 1 خرداد 1387 - شماره 1682
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش‌هاي كوتاه
تلاش براي يافتن تصوير واقعي «بارون قرمز»



تايمز آنلاين؛ تصوير کنوني مشهورترين خلبان آلمان در جنگ جهاني اول، مانفرد رايش هوفن معروف به «بارون قرمز» با انتشار يک زندگينامه از او خدشه دار خواهد شد.

«حقيقت کامل» عنوان کتابي است نوشته شده توسط يواخيم کاستان. در اين کتاب نويسنده مدعي شده اين خلبان آلماني به هيچ وجه منش قهرمانانه يي نداشته و تنها يک ماشين آدمکش خونسرد و به دور از اخلاق بوده است.

اين کتاب تنها چند هفته بعد از نمايش عمومي فيلم «آن بارون قرمز» در آلمان به بازار عرضه مي شود. اين فيلم سي ميليون دلاري که در آن ماتياس شوايگر هوفر نقش بارون قرمز را بازي مي کنداين اواخر با استقبال فراواني در آلمان روبه رو شده است. اين مساله به خصوص از آنجا حائز توجه است که در آلمان معمولاً قهرمانان جنگ هاي جهاني اول و دوم به دليل فجايع نازي ها در جنگ جهاني دوم چندان مورد استقبال افکار عمومي قرار نمي گيرند.

براساس تصويري که در فيلم ارائه شده رايش هوفن يک جنگاور شجاع و در عين حال اخلاق گرا بوده که پس از اصابت قرار دادن هواپيماهاي دشمن به آنها اجازه مي داده روي زمين بنشينند و در نتيجه جان خلبان هاي آنها نجات مي يافته اما کتاب چنين تصويري را از اين خلبان که طي جنگ جهاني اول بيش از هشتاد هواپيماي نيروهاي انگليسي و فرانسوي را ساقط کرد قبول ندارد. براساس ادعاي کاستان فيلم ساخته شده در مورد رايش هوفن يک فيلم «سر تا پا تخيلي و کاملاً دور از واقعيت» است و در آن تنها سعي شده چهره يک قهرمان اسطوره يي به مردم آلمان امروز ارائه شود.

کاستان 41 ساله که دکتراي تاريخ معاصر دارد و خود يک فيلمساز مستند است، مي گويد؛ «در يک فيلم آلماني چه راهي براي ارائه يک تصوير تاثيرگذار از يک قهرمان جنگ وجود دارد؟ خب يکي از اين راه ها اين است که اخلاق انساني و خوي قابل تقديري به اين قهرمان بدهيم و او را شبيه به يک ابرقهرمان کنيم، اما واقعيت اين است که وي فقط يک ماشين قاتل بود، يک محصول سيستم ديکتاتوري جنگ طلب پروس.»

در فيلم صحنه يي است که در آن رايش هوفن مي گويد؛ «وظيفه ما ساقط کردن هواپيماهاي دشمن است نه کشتن انسان ها... ما ورزشکار هستيم، نه يک قصاب.» اما براساس مدارکي که کاستان ارائه داده رايش هوفن به سادگي و با خونسردي هرچه تمام تر خلبانان دشمن را مي کشته و هيچ فرصتي براي نجات از مرگ به آنها نمي داده. براساس يکي از مدارکي که کاستان در آرشيو خصوصي خانواده رايش هوفن پيدا کرده اين خلبان آلماني زماني گفته بود؛ «من سر خلبان، يا سر کمک خلبان را نشانه مي گيرم... من هيچ وقت براي تفريح يا لذت بردن سوار هواپيماي خودم نشده ام بلکه فقط سوار آن شده ام تا ماموريت خودم را انجام بدهم، ماموريت من هم کشتن دشمنان است.»

کاستان مي گويد؛ «تصويري که طي سال ها در مورد بارون قرمز ساخته شده يک تصوير دروغين اسطوره يي است، تصوير انساني که مبارزه اش در آسمان را با اخلاق جنتلمني درهم آميخته اما اين واقعيت نيست، او با خونسردي هرچه تمام تر سربازان ديگر را مي کشت.»

بارون فون رايش هوفن که لقب او به خاطر هواپيماي سه باله قرمزرنگ فوکرش بود متولد سال 1892 در يک خانواده اشرافي پروس بود. او از يازده سالگي به آموزش تيراندازي پرداخت و اين مساله بعدها در زمان خلباني او در ساقط کردن هواپيماهاي دشمن بسيار به کارش آمد.

اين خلبان آلماني که شجاعت زيادي در روبه رو شدن با تعداد زياد هواپيماهاي دشمن داشت از سال 1915 تا 1918 موفق ترين خلبان دوران خود بود و در نهايت در سال 1918 در سن 25 سالگي هواپيمايش در فرانسه سقوط کرد و کشته شد.
شکايت به دادگاه به خاطر برده بودن


گروه ترجمه؛يک زن که مدعي است 10 سال به عنوان «برده» به کار گرفته شده دولت نيجر را به دليل عدم عمل کردن به قانون وضع شده منع برده داري در اين کشور به دادگاه کشاند.

هاي جاتوماني 24 ساله در دادگاهي که اعضاي قضايي آن توسط اعضاي کميته اقتصادي ملت هاي غرب آفريقا منصوب شده اند (چرا که اين زن مدعي است در هيچ يک از دادگاه هاي داخلي کشورش نمي تواند حق خود را بگيرد) شکايت خود را مطرح کرده است. اين زن در اين دادگاه تقاضاي دريافت يکصد هزار دلار غرامت کرده است.

ابراهيم کانه يکي از وکلاي اين زن که توسط مرکز بين المللي دفاع از حقوق زنان استخدام شده مي گويد؛«ما قصد داريم کاري کنيم که اين زن جايگاهي مثل ساير انسان ها پيدا کند و هيچ فرقي با بقيه نداشته باشد... تلاش ما اين است که به رنج ها و دردهاي او پايان دهيم و شرايط مناسب و انساني براي او فراهم کنيم.»

با وجود آنکه از لحاظ قانوني هر نوع برده داري در نيجر و ساير کشورهاي آفريقايي ممنوع است اما به هر حال فرم هاي خاصي از اين برده داري را مي شود در حاشيه صحرا در کشورهايي مثل موريتاني، نيجر و سودان مشاهده کرد. در خيلي از مناطق برده ها از همان زمان تولد در تملک يک خانواده هستند و در تمام طول عمر خود بدون آنکه دستمزدي بگيرند براي اين خانواده ها کار مي کنند.

در بيانيه يي که انجمن بين المللي ضدبرده داري در اين مورد منتشر کرده آمده است؛«با وجود آنکه در سال 2003 قانون ضدبرده داري تصويب شده است اما در عمل اجراي آن ضمانت خاصي ندارد و اين قانون خيلي جدي گرفته نمي شود و مورد رخ داده براي جاتوماني که انعکاس رسانه يي وسيعي هم يافته دقيقاً نشانگر اين مساله است.»

براساس گفته هاي جاتوماني او در حالي که دوازده سال بيشتر نداشته به قيمت پانصد دلار به فروش رسيده. او از همان سن مجبور به انجام کارهاي سنگين شده و سپس مورد اذيت و آزار جنسي مالک خود هم قرار گرفته است. وي طي دوازده سال زندگي خود به عنوان يک برده بارها و بارها مورد تنبيه بدني شديد قرار گرفته است و شرايط زندگي او و حتي جيره غذايي در نظر گرفته براي او بسيار بد بوده است.

براساس آمار موسسه بين المللي مبارزه با برده داري حدود 43 هزار نفر در سنين مختلف در کشور نيجر به عنوان «برده» در خدمت خانواده هاي مختلف هستند که همگي شرايط بسيار بدي دارند و مساله دادگاه جنجالي جاتوماني مي تواند توجه جهاني را نسبت به اين موضوع عجيب جلب کند.
اين زن از ياد نمي برد
اي بي سي؛ مي توانيد تصور کنيد قدرت فراموش کردن را از دست بدهيد؟ اغلب با افزايش سن رويدادهاي دورتر از خاطر محو مي شوند و براي يادآوري شدن نياز به تلنگر دارند، اما در مورد خانم «جيل پرايس» اين قاعده کلي صدق نمي کند؛ حافظه بي نظير او هيچ چيز را از قلم نمي اندازد. خانم پرايس 42 ساله توانايي عجيب خود را اين طور توضيح مي دهد؛ «درست مانند اين است که من در تک تک روزهاي زندگي ام يک دوربين ويدئويي به همراه داشته باشم و تمام وقايع را از زاويه ديد خودم ضبط کنم. هنگامي که در مورد يک روز به خصوص از من بپرسيد، من وقايع را با وضوح تمام به خاطر مي آورم چنان که گويا فيلم ضبط شده يي از آن روز داشته باشم و آن را وارد دستگاه ويدئو کرده باشم.»

پرايس که ساکن کاليفرنيا و کارمند يک مدرسه است زندگي اش را از 14 سالگي همواره به وضوح تمام در ذهن خود دارد. شايد باورکردني نباشد، اما اگر از او تاريخ پخش آخرين قسمت سريال تلويزيوني «دالاس» را بپرسيد بي مکث پاسخ خواهد داد؛ 3 مه 1991 و تاريخ مرگ رونالد ريگان؟ 5 ژوئن 2004، و همين طور به وضوح به ياد مي آورد که خودش در اين روزها کجا بوده و چه مي کرده است. هشت سال پيش اين زن به متخصصان حافظه مراجعه کرد و از آنها خواست او را معاينه کنند. پزشکان دانشگاه کاليفرنيا طي اين مدت وضعيت او را بررسي کردند و نتيجه به گفته دکتر جيمز مک گاف يکي از اين متخصصان، خيره کننده بود.

طي آزمايش هاي مختلف تاريخ عيد پاک در 20 سال گذشته از او پرسيده شد که پاسخ هاي وي کاملاً درست بود. وي حتي به سادگي به ياد مي آورد هنگامي که خبر مرگ الويس پريسلي خواننده افسانه يي امريکا از راديو پخش مي شد، وي و مادرش در اتومبيل بودند. آن روز نخستين روز ملاقات او با دندانپزشک و آغاز ارتودنسي اش بود. در آن زمان پرايس 11ساله بود و به رغم اين موضوع کل روز را به سادگي به خاطر مي آورد. پرايس از 10 سالگي خاطرات خود را مي نوشت و اين يادداشت ها تبديل به مرجعي خوب براي آزمايش هاي پزشکان شده است و تاکنون تمامي پاسخ هايي که وي داده صحيح بوده اند. اسکن هاي مغزي نشان داده اند بخش هايي از مغز پرايس به لحاظ حجمي سه برابر اندازه اين بخش ها در مغز يک زن معمولي در اين سنين است. در سال 2006 تيم پژوهشي يو سي اروين در تحقيقي روي وضعيت پرايس، آن را «حافظه فوق تکامل يافته» ناميد. دليل و چگونگي پيش آمدن چنين وضعيتي کماکان نامعلوم و در دست بررسي است.

آنچه در اين زمينه جالب است، اين است که پرايس تنها وقايع مربوط به زندگي خود را به ياد مي آورد. وي مي گويد؛ «حفظ کردن يک قطعه شعر براي من بسيار سخت است. من از آن دست افرادي نيستم که تعداد زيادي شماره تلفن را حفظ هستند. آنچه از ذهن من پاک نمي شود زندگي خودم است، نه چيز ديگر.» دلايل عجيبي نيز براي اين توانايي ارائه شده است. بسياري اين احتمال را مطرح کردند که شايد او زياد به زندگي و خاطرات خود فکر مي کند، اما پزشکان با احمقانه خواندن اين توضيح به لحاظ زماني آن را ناممکن مي دانند.

در درجه اول اين قابليت مي تواند عجيب و جالب به نظر برسد، اما قطعاً دشواري هايي نيز دارد.

فراموش نکنيد زمان حلال بسياري از مشکلات و درمان خيلي از دردهاست؛ مسکني که پرايس از آن محروم است چون همه وقايع را چه خوب و چه بد مانند روز وقوعشان به وضوح به خاطر دارد. به طوري که به گفته خود وي «واقعه يي که 30 سال پيش اتفاق افتاده هنوز مرا رنج مي دهد و اين واقعاً دردناک است. گويا زمان نمي گذرد و شما هنوز در دل اتفاق زندگي مي کنيد. نمي دانم چطور توانسته ام.» پزشکان اميدوارند روشن شدن وضعيت و سيستم مغز پرايس بتواند به بيماران مبتلا به آلزايمر کمک کند. به زودي کتابي از خاطرات و تجربيات پرايس راهي بازار خواهد شد.
عناوين اين صفحه
تلاش براي يافتن تصوير واقعي «بارون قرمز»
شکايت به دادگاه به خاطر برده بودن
اين زن از ياد نمي برد
وحشت، دليل حمله ملخ ها
در انتظار فرزند هجدهم
سرقت با ادعاي جادوگري
دعوا بر سر گنج هفده تني

وحشت، دليل حمله ملخ ها
اينديپندنت؛ دانشمندان مي گويند دليل حمله گروهي ملخ ها به محصولات کشاورزي را کشف کرده اند. آنها معتقدند دليل حمله ملخ ها مي تواند اين باشد که آنها مي ترسند همنوعان شان خورده شوند. اين تحقيقات که پژوهشگران امريکايي، انگليسي و استراليايي در آن مشارکت داشته اند به صورت مشروح در يک مجله علمي به چاپ رسيده است. گروه هاي ملخ معمولاً از ميلياردها ملخ تشکيل مي شود که مي توانند ده ها تن سبزيجات و گياهان را طي يک روز بخورند. اين يورش هاي ناگهاني مي تواند به سادگي در مناطق فقير جهان به نابودي دستاوردهاي کشاورزان و بروز دوره هاي گرسنگي بينجامد. ملخ ها به طور معمول گياهخوار هستند اما دانشمندان در مواردي خورده شدن آنها توسط يکديگر را نيز مشاهده کرده اند. هنگامي که غذا به مقدار کافي يافت نشود يا منابع غذايي در آستانه اتمام باشد ملخ ها به يکديگر حمله مي کنند. ملخ هاي جوان تر که توانايي پرواز کردن ندارند در چنين شرايطي شروع به خوردن هم گروه هاي خود مي کنند و براساس يافته هاي جديد ساير ملخ ها از اين اتفاق به وحشت مي افتند و در گروه هاي بزرگ براي فرار از همنوعان گرسنه مهاجم خود دست به فرار مي زنند و سر راه خود مزارع را نابود مي کنند. اين کشف در صورت صحت مي تواند به درک چگونگي تشکيل گروه هاي ملخ و شيوه کنترل جمعيت آنها کمک شاياني بکند.


در انتظار فرزند هجدهم
تلگراف؛ يک زن اهل آرکانزاس ايالات متحده فرزند هجدهم خود را حامله است و قصد دارد علاوه بر اين، فرزندان بيشتري داشته باشد. ميشل داگر 41ساله به زودي خواهر يا برادر جديدي به جمع هفت دختر و ده پسرش خواهد افزود. در ميان فرزندان او تنها دو جفت دوقلو وجود دارد. داگر مي گويد؛ «سه فرزند ما در ماه ژانويه و سه تاي ديگر شان در دسامبر متولد شدند. اين دوماه پرکارترين ماه ها بوده اند،» بزرگترين فرزند خانواده، جاش، 20 ساله است و کوچکترين فرزند جنيفر، 9 ماه دارد. اين خانواده که جمعيتش مدام بيشتر مي شود در خانه 650 مترمربعي در تانتي تون واقع در شمال غرب کانزاس ساکن است. همه اين کودکان که نامشان با حرف «J» آغاز مي شود در خانه درس مي خوانند. خانم داگر 11 سال از عمر 41 ساله خود را باردار بوده است و به زودي دومين سري فيلم هاي مستند درباره اين خانواده از کانال ديسکاوري پخش خواهد شد. اين برنامه نگاهي به نحوه گذران زندگي خانواده داگر دارد. يکي از بخش هاي اين مستند به سيستم تقسيم کار در اين خانه بازمي گردد و جالب آنکه در خانواده داگر کارهايي که معمولاً به پسران سپرده مي شود بر عهده دختران است. اين دخترها هستند که تايرها را عوض مي کنند و امور مربوط به گاراژ خانه يا اصلاح چمن هاي حياط را انجام مي دهند. در مقابل پسرها مي آموزند. پختن و سرو کردن شام بر عهده آنهاست و بايد حمام را تميز کنند. داگر هم اکنون در ششمين هفته از بارداري خود قرار دارد و کاملاً سلامت است. خانم داگر و همسرش جيم تا وقتي که بتوانند به بچه دار شدن ادامه خواهند داد. جيم داگر معتقد است؛ «بقا و خوشبختي يک خانواده در گرو دو نکته است؛ اول ايمان به خدا و دوم برخورد با ديگران به شيوه يي که مايليم با خودمان برخورد شود.» وي مي افزايد؛ «هدف ما اين است که در اين خانه همه با هم دوست باشيم و براي رفاه و شادي هم تلاش کنيم.» فرزندان اين خانواده به شرح زير هستند؛ «جاش» 20 ساله، «جانا» 18 ساله، «جان ديويد» 18 ساله، «جيل» 16 ساله، «جما» 15 ساله، «جينجر» 14 ساله، «جوزف» 13 ساله، «جاشيا» 11 ساله، «جوي آنا» 10 ساله، «جرميا» 9 ساله، «جديديا» 9 ساله، «جيسون» 7 ساله، «جيمز» 6 ساله، «جاستين» 5 ساله، «جکسون» 3 ساله، «جوانا» 2 ساله و «جنيفر» 9 ماهه.


سرقت با ادعاي جادوگري
AP : يک مرد زودباور ويتنامي در نروژ که قصد داشت با غوطه ور کردن پول هايش در مايعي مخصوص ارزش آنها را دو برابر کند، معادل 35 هزار دلار پولش را از دست داد. بنابه گزارش رسانه هاي نروژ مردي فرانسوي که نامش فاش نشده به اتهام فريب دادن اين مرد ساده انديش در دادگاه حاضر خواهد شد. وي به مرد ويتنامي گفته بود اگر پول هايش را با مقداري قبض پرداخت در يک مايع خاص غوطه ور کند هنگامي که صبح فردا بازگردد خواهد ديد که اسکناس ها ارزشي دو برابر پيدا کرده اند. وي اين کار را با مبلغ 180 هزار کرونر (معادل 35 هزار دلار) پول خود کرد و هنگامي که صبح روز بعد بازگشت نه از راهنماي فرانسوي اش اثري بود و نه از پول ها. رانگر اينگبرگ افسر پليس پيگير اين پرونده به مطبوعات گفت؛ «ما به سختي توانستيم باور کنيم اين مرد واقعاً به اين داستان اعتقاد داشته و فکر مي کرده پول هايش دو برابر خواهند شد، اما براساس شواهد دريافتيم اين موضوع حقيقت دارد. مرد فرانسوي حقه باز چند روز بعد با 200 هزار کرونر در حال خروج از کشور بود که دستگير شد.» وکيل وي مدعي است تمام اين داستان زاييده خيالات و واهي است.


دعوا بر سر گنج هفده تني
شکارچيان طلا و گنج هاي مدفون در اقيانوس ها اين موضوع را که هفده تن طلا و نقره يي که اخيراً کشف کرده اند متعلق به يک کشتي اسپانيايي بوده که در سال 1804توسط کشتي هاي جنگي انگليسي غرق شده تکذيب کردند.

جيمز گولد وکيلي که توسط دولت اسپانيا استخدام شده ادعا کرده شواهد متعددي در دست دارد که گنجي که اخيراً کاوشگران امريکايي پيدا کرده اند در واقع محموله کشتي «نوستراسنورا دي مرسدس» بود که غرق شدن آن يکي از علت هاي اصلي ترک مخاصمه اسپانيا با انگلستان و ورود مجدد اسپانيايي ها به جنگ با ناپلئون بود. براساس گفته هاي گولد سکه ها و ساير اشياي کشف شده دقيقاً مشابه موارد موجود در آن کشتي هستند و در ضمن محل پيدا شدن اين گنج نشانگر آن است که اين گنج متعلق به کشتي نوستراسنورا است اما شرکت «اديسه مارين» که دفتر آن در فلوريداي امريکا واقع است معتقد است حرف هاي گولد تنها يک «ادعا» است که هيچ دليلي براي اثبات آن وجود ندارد. در بيانيه اين شرکت آمده است که هيچ دليل قانع کننده يي براي اينکه اين گنج متعلق به کشتي نوستراسنورا يا هر کشتي ديگري باشد در دست نيست. «در محلي که گنج را پيدا کرديم هيچ نشاني از يک کشتي غرق شده نبود و تنها يک جعبه خيلي بزرگ که احتمالاً از يک کشتي، به بيرون افتاده يا در محلي دورتر از غرق کشتي در ته دريا آرام گرفته بود را پيدا کرديم.» براساس اعلام وکيل اين موسسه چون اين گنج در آب هاي بين المللي کشف شده و هيچ نشانه يي از تعلق آن به دولت يا حکومت خاصي وجود ندارد در نتيجه مالکيت گنج به يابندگان آن تعلق مي گيرد اما دولت اسپانيا از طريق وکلاي خود درصدد اثبات اين نکته است که اين گنج در واقع محموله کشتي «نوستراسنورا» است و در نتيجه به اين کشور تعلق پيدا مي کند. براساس ادعاي دولت اسپانيا چون کشتي نوستراسنورا يک کشتي نظامي و نه يک کشتي بازرگاني خصوصي بوده در نتيجه محموله آن بايد به اين دولت تحويل داده شود.

براساس ادعاي وکلاي استخدام شده توسط اسپانيا اين گنج پس از تحويل به دولت اسپانيا در اختيار نواده هاي سربازان و ملوانان غرق شده در اين کشتي قرار خواهد گرفت. در حال حاضر وکلاي موسسه اديسه پذيرفته اند که سکه هاي طلايي که کشف کرده اند سکه هايي اسپانيايي هستند اما اعلام کرده اند اين به آن معنا نيست که اين سکه ها حتماً متعلق به يک کشتي اسپانيايي بوده، چه برسد به آنکه اين کشتي يک کشتي جنگي و نظامي باشد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام