چهارشنبه، 11 ارديبهشت 1387 - شماره 1664
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
«پس از خواندن بسوزان» فيلم جديد برادران کوئن افتتاح کننده جشنواره ايتاليايي ها
برگ برنده جشنواره ونيز
گروه فرهنگي؛فيلم سينمايي «پس از خواندن بسوزان» به کارگرداني برادران کوئن در مراسم افتتاحيه شصت و پنجمين دوره جشنواره بين المللي فيلم ونيز به نمايش درمي آيد. اينکه تازه ترين فيلم برادران فيلمساز برنده اسکار در بخش مسابقه جشنواره معتبر ونيز به نمايش درمي آيد يا صرفاً در شب افتتاحيه، هنوز مشخص نيست و برنامه دقيق آن در يک نشست خبري اعلام خواهد شد. در هر حال، «پس از خواندن بسوزان» که تجربه تازه جوئل و ايتن کوئن پس از فيلم اسکاري «جايي براي پيرمردها نيست» به شمار مي رود، در يک مراسم رسمي در نخستين روز جشنواره ونيز 2008 در ليدو روي پرده مي رود. امسال پنجمين سال مديريت مارکو مولر بر يکي از معتبرترين جشنواره هاي سينمايي دنياست که براي چهار سال ديگر ادامه مي يابد.

«پس از خواندن بسوزان» با بازي برد پيت، جرج کلوني، جان مالکوويچ، تيلدا سوئينتن، فرانسيس مک دارمند و ريچارد جنکينز يک کمدي سياه درباره مامور اخراجي سازمان «سيا»ست که خاطرات او به اشتباه دست دو کارمند بي مرام يک باشگاه ورزشي مي افتد. به احتمال زياد نام فيلم جديد برادران کوئن تا زمان اکران در تابستان تغيير مي کند.

طبق معمول کوئن ها «پس از خواندن بسوزان» را هم به صورت مشترک نوشته و کارگرداني مي کنند و خودشان تهيه کننده فيلم هستند. اين فيلم قرار است 12 سپتامبر (22 شهريور) يعني تقريباً يک هفته پس از پايان جشنواره ونيز در سينماهاي امريکا اکران شود. جشنواره ونيز 27 آگوست (چهارشنبه ششم شهريور) آغاز مي شود و تا ششم سپتامبر ادامه دارد. استوديو يونيورسال «پس از خواندن بسوزان» را روز پنجم سپتامبر در بريتانيا روي پرده سينماها مي فرستد. برنامه رسمي و فيلم هاي حاضر در بخش هاي مختلف رقابتي و غيررقابتي شصت و پنجمين دوره جشنواره بين المللي فيلم ونيز اواخر ژوئيه (اواسط تابستان) اعلام و رقابت براي کسب شير طلايي بهترين فيلم آغاز مي شود. برادران کوئن سال 1997 براي «فارگو» برنده اسکار بهترين فيلمنامه غيراقتباسي شدند. آنها سال 2001 هم براي «اي برادر، کجايي؟» نامزد اسکار بهترين فيلمنامه اقتباسي بودند. «تقاطع ميلر»، «بارتن فينک»، «وکيل هادساکر» و «مردي که آنجا نبود» از ديگر فيلم هاي آنهاست.
گزارشي درباره پرفروش ترين آلبوم هاي موسيقي در بازار تهران
روي ديگر سکه
گروه فرهنگي؛ سال 1386 شور و هيجان ناشي از برگزاري کنسرت هاي موسيقي باعث شد کمتر به شرايط نه چندان خوب انتشار آلبوم هاي موسيقي اشاره يي شود. در سال گذشته حدود

9 هزار نفر به تماشاي کنسرت بداهه نوازي محمدرضا لطفي در مجموعه کاخ نياوران نشستند. اين تعداد تماشاچي آن هم براي يک اجراي بداهه نوازي حتي در مقياس جهاني نيز آمار قابل توجهي محسوب مي شود. در کنسرت هاي سال گذشته 18 هزار بليت کنسرت محمدرضا شجريان تنها در مدت زمان چند ساعت به شکل اينترنتي خريداري شد. در کنار اينها حسين عليزاده و گروه کامکارها نيز با اجراهاي پرشوري روبه رو شدند، يا پيمان يزدانيان براي يک کنسرت تکنوازي پيانو تالار وحدت را مملو از جمعيت کرد. اما سکه روي ديگري نيز داشت و آن کاهش استقبال از آلبوم هاي موسيقي روي سي دي و نوار بود. سال گذشته بي شک روزهاي خوبي براي موسيقي پاپ نبود. حتي حضور نمايشي اين گونه موسيقي در جشنواره موسيقي فجر نيز به رونق آن کمک نکرد و هيچ ترانه و ملودي در اين حوزه موسيقي به يک زمزمه فراگير تبديل نشد. موارد استثنا همچون محسن چاوشي نيز زيرمجموعه موسيقي زيرزميني يا به عبارت بهتر موسيقي بدون مجوز قرار مي گرفتند. حالا بايد ديد در سال جاري و در روزهاي آينده طلسم کم فروشي آلبوم هاي موسيقي در حوزه نشر شکسته خواهد شد يا نه؟ شايد همين پررونق بودن کنسرت هاي سال گذشته يکي از عوامل کم فروش بودن آلبوم هاي موسيقي بوده است. هر خانواده يي تا ميزان مشخصي مي تواند براي برنامه ها و کالاهاي فرهنگي هزينه کند و با توجه به بالا بودن قيمت بليت کنسرت هاي موسيقي اين نکته منطقي است که مخاطب اين اجراها علاقه و امکان کمتري براي خريد آلبوم هاي موسيقي داشته باشد. البته اين نکته بيشتر در حوزه موسيقي اصيل ايراني و کلاسيک غربي قابل بررسي است و مشکلات حوزه موسيقي پاپ از جنس ديگري نشان مي دهد. به نظر مي آيد با توجه به ديدگاه هاي مديران حوزه موسيقي نسبت به موسيقي پاپ فعلاً نمي توان انتظار شکل گيري يک جريان پرنفوذ در حوزه موسيقي پاپ را داشت؛ ديدگاه هايي که هرچه بيشتر زمينه حضور موسيقي بدون مجوز را فراهم خواهد کرد. با اين همه براساس گزارش ايسنا وبه نقل از مراکز فروش محصولات فرهنگي در مناطق مختلف شهر تهران، آلبوم هاي پاپ و البته بدون مجوز محسن چاووشي، مولويه شهرام ناظري صدرنشينان فروش محصولات موسيقي از نخستين روزهاي بهار بوده اند. در مرکز، شمال و جنوب شهر بيشترين خريداران درپي جديدترين مجموعه سنتي شهرام ناظري با عنوان «مولويه» هستند که از اوايل سال 87 به بازار آمده است. آلبوم «هفته عاشقي» روزبه نعمت اللهي در موسيقي پاپ، پرسپوليس و مينياتورها ساخته امين الله حسين در موسيقي کلاسيک ايراني و «کارمينا بورونو» ساخته «کارل ارف» در موسيقي کلاسيک خارجي و نيز جديدترين مجموعه موسيقي تلفيقي با عنوان «ابرها» که شامل آهنگ هاي تلفيقي و بي کلام است، پرفروش ترين هاي ديگر ژانرها در مرکز شهر به شمار مي روند.

اما آثار محسن چاووشي و مجموعه قلندرانه عليرضا افتخاري پرفروش ترين آلبوم ها در محدوده جنوب و شمال شهر تهران بوده اند و پس از آلبوم «مولويه» شهرام ناظري و آلبوم آواز «سعدي نامه» عقيلي و «سلام آخر» احسان خواجه اميري که پس از پخش سريال ميوه ممنوعه بلافاصله به بازار آمد، نيز عنوان پرفروش ترين آثار موسيقي را در محدوده مرکز شهر به خود اختصاص دادند. بنا بر اين گزارش، لوح فشرده جديد حسين عليزاده - اجراي آبان ماه 86 - با عنوان «سرود» و مجموعه کنسرت نياوران محمدرضا لطفي و محمد قوي حلم نيز مورد توجه مخاطبان مناطق مختلف شهر تهران بوده است. در اين شرايط همچنان «به تماشاي آب هاي سفيد» و «راز نو»ي عليزاده همچنان پس از مدت ها خوب مي فروشد. علاوه بر موسيقي مناطق مختلف ايران از جمله خراسان و تربت جام، مازندران، گيلان و تالش، شاهنامه خواني، «تک نوازي سنتور» رضا ورزنده و با همراهي تنبک جهانگير ملک، «تار موسي معروفي و يحيي زرين پنجه»، «مجموعه تار علي اکبر شهنازي» با صداي دماوندي و نکيسا و ويولون ابراهيم منصوري، «تار استاد مرتضي ني داوود»، «مجموعه تصنيف هاي دوره قاجار»، با تار درويش خان و کمانچه باقرخان رامشگر از جمله آثار منتشر شده يي بودند که در ميان مخاطبان خاص خود محبوبيت دارند.
کارگردانان سينما از يک تهيه کننده تقدير مي کنند
در فاصله يک هفته مانده به برگزاري دومين شب کارگردانان سينماي ايران، يک جايزه ديگر به جمع جوايز اين مراسم اضافه شد. روابط عمومي اين جشن اعلام کرد از آنجا که کانون کارگردانان همواره معتقد بوده است ساخت يک فيلم خوب در کنار يک تهيه کننده آشنا به فرآيند توليد و با دغدغه هاي فرهنگي ميسر مي شود، در آخرين نشست شوراي مرکزي کانون مقرر شد از يک تهيه کننده باسابقه سينماي ايران در دومين شب کارگردانان تقدير شود. به اين ترتيب يک جايزه ديگر به جمع چهار جايزه قبلي که از سوي حامي مالي اين مراسم بانک پاسارگاد اهدا مي شود، افزوده شد. دومين شب کارگردانان سينماي ايران 17 ارديبهشت با حضور فيلمسازان نسل هاي مختلف سينماي ايران و تعدادي از سينماگران و مديران سينمايي مقاطع تاريخي مختلف در تالار مهرباني ورزشگاه انقلاب تهران برپا خواهد شد.
اکران «همخانه» از 18 ارديبهشت در گروه سينمايي آزادي


فيلم سينمايي «همخانه» به کارگرداني مهرداد فريد از چهارشنبه 18 ارديبهشت در گروه سينمايي آزادي روي پرده مي رود. فريد در اين باره به مهر گفت؛ اين فيلم همزمان با تهران در شهرستان ها هم به نمايش درمي آيد و به زودي پس از قطعي شدن قراردادها فهرست سينماهاي نمايش دهنده «همخانه» را در شهرستان ها اعلام مي کنيم.

او اضافه کرد؛ فيلم سينمايي «همخانه» از هفته آينده در سينماهاي تهران جانشين فيلم سينمايي «زن دوم» سيروس الوند مي شود و حداقل زمان در نظر گرفته شده براي اکران عمومي آن پنج هفته است. بيتا سحرخيز، عليرضا اشکان، اکبر عبدي، مجيد مشيري، مريم بوباني و ارژنگ اميرفضلي بازيگران دومين فيلم فريد پس از «آرامش در ميان مردگان» هستند و مسعود جعفري جوزاني تهيه کننده آن است.
اعلام جزئيات جايزه ادبي روزي روزگاري
نشست خبري دومين جايزه ادبي روزي روزگاري صبح ديروز با حضور دست اندرکاران اين جايزه در کافه 78 برگزار شد. به گزارش مهر سعيد طباطبايي در اين نشست گفت؛ هدف اصلي روزي روزگاري در درجه نخست گسترش کتابخواني در ايران است؛ به خصوص اينکه امروز با کاهش کتابخواني در بين اقشار جامعه مواجهيم. هرچند تلاش بسياري کرديم تا بتوانيم پيش از نمايشگاه کتاب مراسم جايزه را برگزار کنيم اما اين کار ميسر نشد. طباطبايي در ادامه خاطرنشان کرد؛ اين آثار اواخر فروردين ماه از سوي داوران مورد بررسي قرار گرفت و خوشبختانه داوران به موقع آثار را بررسي کردند.با اتمام داوري به موقع هيات داوران، ما شرايط برگزاري مراسم اهداي جوايز را داشتيم اما مشکلات ديگر باعث شد نتوانيم اين امر را ميسر سازيم. تمام تلاش ما اين است که تا اواخر ارديبهشت ماه مراسم را برگزار کنيم.وي گفت؛ در بخش مجموعه داستان، شش اثر به مرحله نيمه نهايي دست يافتند و بعد از بررسي، سه اثر شايسته دريافت لوح جايزه روزي روزگاري شناخته شدند که «آن گوشه دنج سمت چپ» نوشته مهدي ربي (نشر چشمه)، «گوساله سرگردان» نوشته مجيد قيصري (نشرافق) و «مردي که گورش گم شد» از حافظ خياوي (نشر چشمه) بودند. يکي از اين سه اثر طي مراسمي برنده تنديس جايزه خواهد شد.طباطبايي افزود؛ در بخش داستان غيرايراني در مجموع 12 اثر داوري شد که شش اثر «ابلوموف» ترجمه سروش حبيبي، «اما» ترجمه رضا رضايي، «ژاک قضا و قدري و اربابش» ترجمه مينو مشيري، «موج ها» ترجمه مهدي غبرائي و... در رديف آثار کلاسيک شناخته شدند. با تصميمات اتخاذشده، آثار کلاسيک کنار گذاشته شدند. وي اضافه کرد؛ با کنار گذاشتن آثار کلاسيک، شش اثر ديگر وارد مرحله نيمه نهايي شدند که با راي گيري نهايي سه اثر به مرحله آخر رسيدند. فراموش نشود داوري آثار کلاسيک را فقط هيات فني برعهده داشت و هيات داوران به داوري آثار غيرکلاسيک پرداخت. به اين ترتيب سه کتاب «اپراي شناور» نوشته جان بارت ترجمه سهيل سمي (نشر ققنوس)، «بائودولينو» نوشته امبرتو اکو ترجمه رضا عليزاده (نشر روزنه) و «دم را درياب» نوشته سال بلو ترجمه بابک تبرايي (نشر چشمه) در بخش رقابتي معرفي شدند که نهايتاً از بين اين سه اثر يک اثر در مراسم نهايي انتخاب مي شود.طباطبايي ادامه داد؛ در بخش نظرسنجي هم امسال 160 نظر شرکت کردند که براساس آرا، پيمان هوشمندزاده با کتاب «ها کردن» (نشر چشمه) برنده تنديس نخبگان غيرنويسنده و رمان «هزار خورشيد تابان» نوشته خالد حسيني ترجمه مهدي غبرائي (نشر ثالث) برگزيده تنديس کتابفروشان شناخته شده است.
شايد چراغ حلقه مويديه را باز روشن کنم
سيد علي ميرفتاح

اصل، رسم است نه اسم. درست است، اما اين اصل کلي چيزي از اهميت اسم نمي کاهد. هر کدام از ما اسمي دارد که به آن شناخته مي شود و به آن ناميده مي شود. ظاهراً اين اسم ها به خودي خود اعتبار و ارزشي ندارند و هر کسي در هر رده و پايه يي مي تواند کامبيز و جعفر و محسن و هوشنگ و پرويز و...باشد، اما دخالت تقدير است يا عادت ما يا هر چيز ديگر، اسم و مسما، نسبتي با هم برقرار مي کنند که گويي اسم هر کسي، اسم ازلي و ابدي اوست. يعني اينطور نيست که ما بتوانيم از پي يک تصميم و قرارداد، از ساعتي به بعد، کامبيز را رضا صدا کنيم و عباس را هوشنگ و آرش را حميد. اسم ها چنان روي صاحبان خود مي نشينند که گويي مثل هزاران خصوصيت ژنتيکي با آن به دنيا آمده اند. البته استثنا هم هست. پدران و مادراني که از زير خاک و درون گنجه هاي فراموش شده و گاهي از توي لپ لپ، اسم براي فرزندان خود مي گذارند، معمولاً چنين است که هم صاحب اسم را به دردسر مي اندازند و هم بقيه را که قرار است اين اسم ها را صدا بزنند. مورد استثناي ديگري هم هست و آن عادت ناپسندي است که بي جهت اسم ها را مي شکنند و آنها را تخفيف مي دهند. منوچهر اسم زيبا و خوشايندي است اما همين که مرد موقر چهل، پنجاه ساله يي را «منوچ» صدا مي زنند، صاحب اسم، هر که باشد و هر اندازه اعتبار و وقار که داشته باشد، به سرعت از اعتبار و وقار مي افتد و تا حد همان منوچ متنزل مي شود. نکته آخر را هم بگويم و بروم سر اصل مطلب؛ و آن اينکه متاسفانه سنت تسميه به جهت عکس هم سابقه يي ديرين دارد. نام کچل را زلفعلي مي گذارند و نام کور را عينعلي. به قول معروف برعکس نهند، نام زنگي کافور. جز اين موارد استثنا، ترديد نکنيد که هر اسمي که روي مسمايي گذاشته اند، اسم مقدري است که از آسمان نازل شده است.

اين مقدمه طولاني را عرض کردم تا اين را بگويم که به جايي رسيده ايم که بايد روي حيوانات عزيز -که راه آدم شدن را طي مي کنند- اسم هايي بگذاريم و ازين پس به اين اسم ها صدايشان بزنيم. تا الان هم کار درستي نمي کرديم که به اسم نوع، صدايشان مي کرديم. اسم گاو که گاو نيست. گاو، نام گونه يي چارپا با مشخصاتي است که مي دانيد. اسم پلنگ هم همين طور و اسم بقيه هم. حالا که همه لباس پوشيده و قبراق و سر حال و اصلاح کرده و معطر به خوشبو ترين ادکلن هاي مردانه دور هم نشسته اند که بيستمين جلسه خود را آغاز کنند، بايد فکرهايمان را روي هم بريزيم و سبک، سنگين کنيم و همه جوانب کار را در نظر بگيريم و براي اين مسماهاي گرامي اسم هايي شريف بگذاريم. اما چه اسمي؟ مي توانيم بر مبناي قرعه اسمايي را- هر اسمي که به ذهن مان مي رسد- رديف کنيم و ببينيم شانس و اقبال چه مي کند و مغناطيس هر کس کدام اسم را به خود مي کشد، اما اين رفقاي ما اگر خوش اقبال بودند که گير من نمي افتادند. من خودم آنچنان زهر بد اقبالي را چشيده ام که هر جا با بازي شانس و طالع روبه رو شوم، قبل از هر کار آن بازي را به هم مي زنم. کسي که همه زندگي اش را با دو و سه يا يک و چهار طي کرده، از عقل به دور است اگر همچنان انتظار جفت شش و جفت پنج و... داشته باشد. تا حالا که دوره طلايي اش بوده نيامده، منبعد هم که عصر مفرغش فرا رسيده نخواهد آمد، تازه اگر بيايد به چه درد مي خورد، که به قول شهريار آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟

اما رسم خوشايندي هم براي اسم گذاري، در بين مردم رواج داشته که بد نيست به آن توجهي کنيم. قديم، هر عزيزي که به رحمت خدا مي رفت، يا هر بزرگي را که مي خواستند همواره اسمش زنده بماند، با ملاحظاتي اسم شريفش را روي نورسيده شان مي گذاشتند و مثلاً اگر اسم پدر تازه ازدنيارفته ايرج بود، اين اسم را روي نوه مي گذاشتند، بلکه خود اسم، آن بچه را هدايت کند به خصلت هاي نيکوي نياي خود. خيلي بي وجه نخواهد بود اگر حيوانات عبور داده شده از عالم حيواني را کودکان نورسيده يي فرض کنيم که چشم به دهان ما دوخته اند تا اسمي برايشان بگذاريم. خيلي بد است اگر من سرخود اسم عزيز ترين ياران فقيدم را روي آنها بگذارم؟ خيلي بد مي کنم اگر منبعد شتر را کپورچالي صدا بزنم؟ خيلي احمقانه است اگر براي پلنگ شناسنامه مويدي را احيا کنم؟ از عقل به دور است اگر گرگ بيابان را روشن ضمير و گاو اساطيري را اميرشاهي بنامم؟ البته استر و بوزينه اسم هاي جديدي خواهند داشت، اما توبيخم مي کنيد اگر دوباره چراغ حلقه مويديه را روشن کنم و قلندران را دور سفره قلندري شان بنشانم؟ دعوايم مي کنيد اگر...شما چه مي گوييد؟ شما چه مصلحت مي بينيد؟ بکنم؟ نکنم؟ mirfattah@yahoo.com
محافظه کاري مديران تئاتر
محمدامير ياراحمديہ

مردم هر جامعه يي خواهان کسب سعادت، سلامت، تغذيه مناسب و آموزش اند و براي تامين اين ارزش هاي پايدار طي قرن ها روش هايي را ابداع کرده اند که امروزه از آن به عنوان ساختارهاي سياسي و اقتصادي، علم، تربيت، سرگرمي ها، آداب و سنن و هنر نام مي بريم؛ مجموعه يي که کليت فرهنگ هر جامعه را تشکيل مي دهد. فرهنگ پيش از آنکه نشانگر روش هاي هر جامعه براي تامين ارزش هاي پايدار باشد، بيانگر اين حقيقت است که مردم به چه چيزهايي علاقه مندند و فرهنگ آنها بر پايه چه ارزش هايي بنا شده است. اما در اين ميان کارکرد شاخه هنري فرهنگ از جمله هنر تئاتر در تامين ارزش هاي بنيادين از ويژگي متفاوتي در قياس با ساير بخش هاي فرهنگي برخوردار است. اين ويژگي قابليت انتقادي و روشنگرانه آن درباره عملکرد کلي فرهنگ در تامين اين ارزش ها است. به طور مثال هنر تئاتر مي تواند در قالب موقعيتي نمايشي به ما نشان دهد که چه بخش ها و کانون هايي از جامعه در جريان رشد اقتصادي دچار رنجش و آسيب شده تا از اين طريق ناکارآمدي روش هاي توسعه را در تامين ارزش هاي بنيادين مورد پرسش قرار دهد. نمايشنامه «مرگ دستفروش» شايد يکي از بهترين نمونه ها در اين خصوص باشد؛ نمايشنامه يي که عملکرد شاخه اقتصادي فرهنگ را در نابود کردن ارزش هاي بنيادين خانواده امريکايي به تصوير مي کشد. گزارش چنين بحران هايي در قالب نمايش باعث مي شود مخاطب دريابد در پيرامون او اوضاع طبيعي نيست و پيامدهاي چنين بحران هايي مي تواند آرمان خواهي او را براي دسترسي به زندگي توام با آرامش و امنيت منکوب کند. امروزه در جوامعي که رشد اقتصادي عادلانه در سرلوحه سياست هاي اقتصادي آن قرار دارد، نقش منتقد و روشنگر تئاتر نيز در تبيين عملکرد شاخه اقتصادي فرهنگ از جايگاه بايسته يي برخوردار و به عنوان ابزاري آگاهي بخش و هشداردهنده مورد حمايت مردم و مسوولان است.

بر اين اساس مي توان پرسيد با توجه اينکه کشور ما از جمله کشورهاي در حال توسعه است و عدالت گستري به عنوان اصلي ترين شعار در سرلوحه برنامه هاي توسعه آن قرار دارد آيا تئاتر ما از کارايي قابل قبولي در نقد عملکرد توسعه برخوردار است؟ آيا در جامعه يي که تئاتر به عنوان ابزاري آگاهي بخش و هشداردهنده دچار ضعف امکانات و تجهيزات اجرايي و فني است و هنرمندش از فقر فزاينده درآمد در رنج است مي توان به عملکرد تمام عيار تئاتر در تبيين روش هاي توسعه و عادلانه بودن آن اميدوار بود و آيا اساساً تئاتر و هنرمند آن مي توانند بدون پايبندي به اصول روشنگرانه و جاذبه هاي انتقادي و هشداردهنده اين هنر به حيات سرزنده فرهنگي و اجتماعي خود ادامه دهند؟ متاسفانه سخت جاني و پايداري مشکلات فزاينده تئاتر ما هر روز بيش از پيش اين باور را تقويت مي کند که اساسي ترين عامل خمودگي در توليد تئاتر کشور نه فقط ضعف بودجه و اعتبارات مالي لازم براي افزايش تماشاخانه ها و ابزارهاي اجرايي است، بلکه محافظه کاري و فقدان اقتدار لازم از سوي مسوولان براي پذيرش نقش منتقد و روشنگرانه تئاتر و به تبع آن نمايشنامه نويسي در نمودار کردن بحران هاي آشکار و نهان جامعه است. اين عاملي است که به تدريج دامنه هاي گسترده تري مي يابد و هر روز بيش از گذشته از جاذبه هاي تاثيرگذار و پذيرش اجتماعي اين هنر مي کاهد و در نتيجه اقتصاد تئاتر را مهجورتر و فقر طاقت فرسا را بر خانواده هنرآفرينان اين عرصه تحميل مي کند. به راستي اگر سياستگذاران و مديران فرهنگي ما بر اين اصل صحه مي گذارند که تئاتر از موثرترين ابزارها براي تقويت همبستگي انساني است، عاملي است براي گسترش عدالت، ايجاد امنيت پايدار در جامعه و از مهم ترين عوامل براي بسترسازي و نقض هدايت توسعه عادلانه، پس بايد الزامات اجتماعي، هنري و صنفي آن را نيز بپذيرند و به عنوان بخشي از حقوق شهروندي زمينه هاي لازم را براي خروج از انسدادي که تئاتر کشور در آن گرفتار شده فراهم سازند. در غير اين صورت همين مقدار بودجه، همين نظام آموزشي، همين تعداد تماشاخانه و در نهايت فقر روزافزون درآمد براي تئاتري که هنرمند آن نمي تواند به درستي و کفايت نقش فرهنگي و اجتماعي خود را در دفاع از ارزش هاي بنيادين ايفا کند نه تنها کم نيست بلکه اسراف هم به حساب مي آيد و تلاش براي دوام و افزايش آن با هيچ منطقي قابل توجيه نيست.

ہ نمايشنامه نويس و رئيس کانون نمايشنامه نويسان خانه تئاتر
عناوين اين صفحه
برگ برنده جشنواره ونيز
روي ديگر سکه
کارگردانان سينما از يک تهيه کننده تقدير مي کنند
اکران «همخانه» از 18 ارديبهشت در گروه سينمايي آزادي
اعلام جزئيات جايزه ادبي روزي روزگاري
شايد چراغ حلقه مويديه را باز روشن کنم
محافظه کاري مديران تئاتر
پيشنهادها
برادران افخمي زندگي سه شهيد را به تصوير مي کشند
چهره ها
دريچه
نمايشگاه کتاب سال آينده در باغ کتاب تهران برگزار مي شود

پيشنهادها

فيلم تلافي؛ زوج سينمايي حميد گودرزي و نيوشا ضيغمي را در اين فيلم يک بار ديگر در برابر هم خواهيد ديد. «تلافي» ساخته سعيد اسدي است که در سال هاي گذشته «آواز قو» و «فرود در غربت» را ساخته است. سيروس گرجستاني، مهدي امين خواه و کيانوش گرامي از ديگر بازيگران فيلم هستند. اکران اين فيلم از امروز در گروه سينمايي استقلال شروع مي شود.

فصلنامه نگاه نو؛ روي جلد شماره 77 فصلنامه نگاه نو که به سردبيري علي ميرزايي منتشر مي شود چهره داريوش مهرجويي را مي بينيم. مقالاتي از ايوان کليما (ترجمه خشايار ديهيمي)، محمدرضا نيکفر، عزت الله فولادوند، احمدرضا احمدي، گفت وگوهايي با ترومن کابوتي، منوچهر انور و... از مطالب خواندني اين شماره است که با قيمت 2000 تومان روي پيشخوان روزنامه فروشي ها است.

 

 

ماهنامه فيلم؛ بعد از شماره جشنواره و ويژه نامه عيد، سر و شکل مجله فيلم به شکل عادي اش برگشته. درباره فيلم هاي اکران نوروزي چند يادداشت ديده مي شود که در اين بين مطلب احمد ميراحسان درباره فيلم «به همين سادگي» قابل توجه است. مصاحبه يي خواندني با شهرام مکري و يادداشتي از هوشنگ گلمکاني درباره اين فيلمساز جوان از ديگر بخش هاي خواندني اين شماره است.



برادران افخمي زندگي سه شهيد را به تصوير مي کشند
«بهروز افخمي» و «عليرضا افخمي» زندگي سه شهيد دوران دفاع مقدس را در قالب سه فيلم تلويزيوني کارگرداني مي کنند. داوود هاشمي مجري طرح اين سه پروژه تلويزيوني در گفت وگو با فارس گفت؛ «بهروز افخمي» و «عليرضا افخمي» در حال حاضر مشغول تحقيق و نگارش براي ساخت سه فيلم تلويزيوني درباره سه شهيد بزرگوار و تاثيرگذار دوران دفاع مقدس هستند که اين تحقيق احتمالاً تا دو ماه ديگر ادامه خواهد داشت. وي با بيان اينکه اين سه فيلم براي پخش از شبکه تهران ساخته خواهد شد، افزود؛ شهيد «يدالله کلهر»، شهيد «حاج علي موحددانش» و شهيد «حسين اسکندرلو» سه شهيدي هستند که مد نظر ماست که يکي از اين فيلم ها را بهروز افخمي و ديگري را عليرضا افخمي کارگرداني خواهد کرد و کارگردان فيلم سوم هنوز مشخص نشده است. وي تصريح کرد؛ اين فيلم ها با همکاري لشکر 10 سيدالشهدا ساخته خواهد شد و ما قصد داريم در اين پروژه ها بدون اغراق بخش هايي از دوران دفاع مقدس را به تصوير بکشيم البته هنوز در مرحله تحقيقات ميداني هستيم و بازيگراني که نقش اين سه شهيد را بازي کنند، هنوز مشخص نشده اند.

وي ادامه داد؛ فيلمنامه هرکدام از اين سه گانه زودتر به نتيجه رسيده و آماده شود، کار تصويربرداري آن را آغاز خواهيم کرد و احتمالاً بهروز افخمي فيلم خود را در فاصله ساخت سري دوم مجموعه تلويزيوني «عمليات 125» کارگرداني خواهد کرد. وي درباره ويژگي هاي اين سه طرح نيز گفت؛ ما قصد داريم سه فيلم واقعي از دوران دفاع مقدس بسازيم و در يکي از اين پروژ ه ها نيز عمليات والفجر 2 به طور کامل بازسازي خواهد شد و تلاش ما بر اين است که منطقه هاي مورد نظر را بازسازي کنيم. وي در پايان گفت؛ در هرکدام از اين فيلم ها ما بخشي از زندگي شهدا را انتخاب مي کنيم که بتوانيم آن را در 90 دقيقه بگنجانيم و البته آن بخش ها، بخش هاي کليدي و حساس زندگي اين شهيدان هستند.


چهره ها

پيام ملي روز جهاني تئاتر به قلم حميد سمندريان؛ کانون کارگردانان تئاتر ايران در نظر دارد براي اولين بار پيام ملي روز جهاني تئاتر توسط حميد سمندريان نوشته و خوانده شود. جشن کانون کارگردانان ساعت 30/20 شامگاه روز شنبه 14 ارديبهشت ماه در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود.

 

 

 

فيلم جديد «فليپ نويس» ؛«فليپ نويس» که آخرين فيلمش را در سال 2006 و با عنوان «گرفتن آتش» ساخته بود، براي ساختن فيلم بعدي اش با کمپاني فيلمسازي «دريم ورکز» همکاري مي کند. اين فيلم «هنر پول ساختن» نام دارد و فيلمنامه آن توسط « فرانک بالدوين» و براساس کتابي از «جيسون کريستين» مورد اقتباس قرار گرفته است. 

 

 

 

 فيلم جديد مل گيبسون در مقام بازيگر؛ مل گيبسون که چندي پيش اعلام کرده بود ديگر جلوي دوربين سينما حاضر نمي شود، پس از شش سال دوري از عرصه بازيگري در پروژه سينمايي «لبه تاريکي» با اقتباس از يک مجموعه تلويزيوني به همين نام نقش آفريني مي کند. «لبه تاريکي» را مارتين کمبل با اقتباس از مجموعه تلويزيوني شش ساعته «لبه تاريکي» به کارگرداني خودش مي سازد.



دريچه
?سياوش جمادي نقدهاي ادبي اش را کتاب مي کند ؛سياوش جمادي تصميم دارد مجموعه يي از نقدهاي ادبي منتشرشده اش در روزنامه ها و نشريه ها را در کتابي منتشر کند. به گزارش ايسنا او تاکنون مقاله هاي گوناگوني را در زمينه نقد ادبي از جمله بر آثار جيمز جويس، «هملت»، آثار الياس کانتي و فردينان سلين نوشته و در نشريه هاي مختلف منتشر کرده که قرار است به صورت کتابي منتشرشان کند.

?«پرونده هاوانا» در دانشگاه اميرکبير به نمايش درمي آيد ؛نسخه کامل فيلم سينمايي «پرونده هاوانا» ساخته «عليرضا رئيسيان» دوشنبه 16 ارديبهشت در دانشگاه اميرکبير به نمايش درمي آيد.


نمايشگاه کتاب سال آينده در باغ کتاب تهران برگزار مي شود
احمد نوريان صبح ديروز بعد از پايان نشست خبري برنامه هاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران اعلام کرد؛ نمايشگاه کتاب سال آينده قطعاً در باغ کتاب برگزار خواهد شد. احمد نوريان با اشاره به روند آماده سازي باغ کتاب تهران و اقدامات صورت گرفته در آن به مهر گفت؛ شرکت مجري باغ کتاب اقدام هاي خوب و پرسرعتي را در اين زمينه انجام داده است و روند اين پروژه با تامين اعتبارهاي مورد نياز به خوبي در حال پيشرفت است. وي تصريح کرد؛ باغ کتاب تا پايان امسال تکميل مي شود و قطعاً براي برگزاري بيست و دومين دوره نمايشگاه بين المللي کتاب تهران آماده خواهد شد. رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ارائه اطلاعات بيشتر در اين زمينه را به بعد موکول کرد.احداث باغ کتاب زماني مطرح شد که بحث جابه جايي مکان برپايي نمايشگاه در تهران، در محافل و مجامع مورد توجه قرار گرفت و مرحله ساخت فضاهاي فيزيکي آن پيشتر با هم انديشي ناشران، نويسندگان، دست اندرکاران اداري و برگزارکنندگان نمايشگاه کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت بازرگاني و اتحاديه چاپخانه داران انجام شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام