سيدمحسن يوسفي

سال 86 هم تمام شد. مثل همه سال هاي قبلش. سال 87 هم آمد، مثل همه سال هاي نويي که اکنون به خاطرات کهنه تبديل شده اند. تلويزيون 86 هم مانند اسلافش کار خودش را کرد و پرونده يي از پخش سريال هاي ريز و درشت بر خود رقم زد که مرورشان مي کنيم.
بگذاريد قبل از اينکه سريال ها را به نوبت پخش مرور کنيم، يک حکم صادر کنيم (بگذار ببينيم حاکمان سال هاي دور که حکم مي کرده اند چه لذتي مي برده اند.) امسال برخلاف سال هاي قبل خيلي دنبال شناسايي چهره سال تلويزيون نگرديد. خيلي راحت به نام «حسن فتحي» مي رسيد.
به سه دليل؛ 1- مدار صفردرجه (تکنيکي ترين سريال تاريخي سال هاي اخير)
2- ميوه ممنوعه (پربيننده ترين سريال سال مطابق آمار سازمان صدا و سيما)
3- شب دهم (که در ايام محرم حتي تکرارش پس از 6 سال کمتر از سريال پرهزينه محرم امسال يعني «پريدخت» بيننده نداشت.)
و اما مروري بر سريال هاي سال 86؛ در سالي که گذشت 26 سريال جديد از سيما پخش شد. طبعاً کارهاي نه چندان دلچسب مراکز استاني که شبکه ها در کنداکتورهاي غيرمهم خود پخش کرده اند، مدنظر ما نيست (به خاطر من، حلقه گمشده، ناري گل، ستاره هاي شرق، گل بارون زده، زائرسراي ممتاز). شروع سريال هاي امسال طبعاً با سه سريال نوروزي آغاز شد. شبکه اول با «روزگار خوش حبيب آقا» نوروز را جشن گرفت. جالب اينکه سازمان امور مالياتي امسال با دو سريال نسبتاً پرمخاطب يعني «حبيب آقا» و «ماروپله» فعال ترين مشارکت کننده سريال سازي با سازمان صدا و سيما تلقي مي شود. «روزگار خوش حبيب آقا» به کارگرداني مشترک مهدي مظلومي و سعيد آقاخاني و به تهيه کنندگي علي لدني داستان زندگي مردي شرافتمند و کارمند سازمان ماليات را به زبان طنز به تصوير مي کشيد.
سيروس گرجستاني هم مثل هميشه بازي قابل قبول در رل اصلي ارائه کرده بود. نمي توان شبکه يک را کاملاً موفق قلمداد کرد اما نوروز را آبرومند برگزار کرد. شبکه 2 در عوض بازنده بزرگ نوروز بود. سريال «بايرام» به طرز عجيب و وحشتناکي ديده نشد. کارگردان پرسابقه يي چون مسعود نوابي و تهيه کننده يي مثل محمد صالحيان که ليست بلندبالايي از بهترين بازيگران طنز (اويسي، جعفري، فيض نوروزي، افشار، اجلالي، لطفي و...) و بهترين عوامل (سناريوي نهايي محلوجيان، تدوين آرش معيريان و...) را در اختيار کارگردانش قرار داده بود، نوروز تلخي را گذراندند. با توجه به عوامل و شرايط مذکور به نظر تهيه کننده کم کاري نکرده، ولي کارگرداني که به فاصله کوتاهي پس از ساخت «کلاهي براي باران» بدون فوت وقت تصويربرداري سريالش را شروع مي کند، دو کار را با هم خراب مي کند. وي نه سر تدوين فيلمش حاضر بود و نه پيش توليدي براي سريالش داشت. شايد تنها اشکال تهيه کننده انتخاب اين کارگردان باشد. اساساً در تلويزيون ما همه براي نام ها بيش از ظرفيت ها سر و دست مي شکنند و تاملي در انتخاب ها و جسارتي در ميدان دادن ها (مثل آنچه در بيداري و ساعت شني شاهد بوديم) وجود ندارد. اما موفق ترين سريال نوروز امسال «ترش و شيرين» به کارگرداني عطاران بود. هنوز که هنوز است ديالوگ هاي احمد پورمخبر پيرمرد نابازيگر سريال (که البته بعد از اين سريال پرکار شد) بر سر زبان ها است. بازي لولايي، شفيعي جم، صالحي، اميرجلالي، سلطاني و... هم ويترين خوبي به مجموعه بخشيد. اما عطاران شيرين و باهوش بامزه ترين نقش را براي خود کنار گذاشت. ارديبهشت ماه با پخش دو سريال مهم تاريخي آغاز شد چرا که ساير شبکه ها هنوز در حال پخش مجموعه يي از سال قبل خود بودند. دو سريال؛ يکي کاملاً موفق و يکي کاملاً ناموفق.
حسن فتحي و حسن بشکوفه با مدار صفردرجه 30 هفته موفق را گذراندند. سعيد سلطاني و اسماعيل عفيفه با سال هاي برف و بنفشه جداً زمين خوردند. هرچند هر دو آنان تصميم گرفتند در ماه رمضان جبران مافات کنند که سلطاني با شکستي سخت تر و عفيفه با موفقيتي حيرت آور روبه رو شدند.
«مدار صفردرجه» خيلي آرام و تدريجي يقه همه را گرفت و «سال هاي برف و بنفشه» خيلي سريع و ساده همه چيز را از کف داد. البته با توجه به بودجه و زمان توليد «مدار صفردرجه» بسيار بيشتر از رقيبش امکانات داشته ولي اين دليلي براي شکست آدم هاي کاربلدي مثل سلطاني و عفيفه نيست.
راجع به اين دو سريال که زياد خوانده ايم. بگذاريد برويم سراغ مجموعه شبانه طنزي که از بهار امسال پخش خود را آغاز کرد. شبکه تهران با تجربه ناموفق «سلام» که پخش آن از سال قبل شروع شده بود، پرونده 90 شبي را براي خود بسته بود. شبکه سه مبدع اين روش يک ريسک مناسب کرد که جواب داد.
تهيه کننده يي (محسن چگيني) که براي نخستين بار پس از سال ها مجري طرح، تهيه کننده شد و کارگرداني (سروش صحت) که پس از سال ها نگارش و اندکي بازي کارگردان شد. اين ميدان دادن و ريسک شبکه سه خود ستودني بود. نمي خواهيم بگوييم «چارخونه» خوب بود ولي يادتان باشد مخاطب عام (البته ديگر خيلي عام) با مجموعه ارتباط برقرار کرد. خصوصاً شخصيت افغاني جواد رضويان محبوب نوجوانان و حتي بچه ها شد. ضمن اينکه اساساً يک مجموعه طنز 90 شبي از نظر تکنيک و فرمت را نبايد در زمره سريال ها قرار داد و فقط چون تنها مجموعه طنز شبانه امسال بود (اين هم رکوردي است) بجا ديديم يادي از آن بکنيم.
«چهل سرباز» نوري زاد شکست ديگري براي شبکه دو به حساب مي آيد. شبکه دو در سه سال اخير سريال پربيننده يي ارائه نداده ولي با مديريت جديد خود (که اولين کارش ميوه ممنوعه بود) سعي در شکستن اين طلسم در سال 87 دارد. نثر سنگين و روايت نامعمول نوري زاد علت اصلي اين ناکامي بود. اي کاش محمد نوري زاد به ساخت همان يکي دو فيلم از ايده اش بسنده مي کرد، چرا که متن وي مناسب سيما نبود.
اما شبکه تهران با پول کثيف نيمه اول سال را پربيننده و موفق سپري کرد. قاسم جعفري نشان داد تهيه کننده مخاطب شناسي است. جواد افشار هم که سال گذشته با سه سريال رکورددار سريال سازان بود، به پربيننده ترين کار خود رسيد. اين مجموعه در سال 84 توليد شده بود و در نهايت هم پس از کش و قوس فراوان با تاخير طولاني به نمايش درآمد. بازي زيبا بروفه و رضا رويگري ساير بازي هاي نه چندان رضايت بخش مجموعه را پوشش داده بود.
همين شبکه تهران سريال گل يا پوچ را هم به طور شبانه در ميان اعياد قربان و غدير از همين کارگردان و به تهيه کنندگي امير سيدزاده پخش کرد که نگرفت. اين مجموعه، سريال نوروزي شبکه بود که به علت آماده پخش نبودن در ميان اين دو عيد پخش شد. موضوع جالب سريال و بازي خوب اکبر عبدي هم نتوانست کار را نجات دهد. مهم ترين دليل شکست اين سريال تعداد قسمت هايش بود که براي پخش شبانه اصلاً مناسب و منطقي نيست. شايد اين مجموعه در نوروز با توفيق بيشتري روبه رو مي شد. اما در ساير مقاطع سال سريال شبانه زير 30 قسمت جواب نمي دهد.
اما برگ برنده شبکه هميشه موفق سوم سيما در نيمه اول سال 86 راه بي پاياني بود که همايون اسعديان به تهيه کنندگي مصطفي عزيزي رقم زد. راه بي پايان را مي شود نمونه کامل يک سريال خوب ناميد که هم تماشاگران آن را بسيار پسنديدند و کنار مدار صفردرجه، يانگوم (جواهري در قصر) و پول کثيف در صدر نيمه اول سال قرار گرفت و هم کارشناسان از آن به نيکي ياد کردند. از اين حيث مي توان اين سريال اجتماعي را با نمونه موفق ديگري در سال گذشته (اولين شب آرامش) قياس کرد. نيمه اول سال 86 به علت بالا بودن حجم کارهاي مرکز استاني (يا بهتر است بگوييم آماده نشدن سريال هاي اصلي) و پخش سريال هايي که از سال قبل شروع شده بود (مثل من نه منم و ما چند نفر) در همين جا پرونده خود را بسته مي يابد. ماه رمضان با چهار سريال رقابت حساس شبکه ها را آغاز کرد؛ رقابتي که هر سال ديدني و جدي است.
ميوه ممنوعه (حسن فتحي - اسماعيل عفيفه) با طرح عشق پيرانه سري علي نصيريان نقل محافل شد. بازي بسيار درخشان اين هنرمند بزرگ در کنار بازي هاي بسيار قدرتمندانه ديگر (توسلي، خيرانديش، جعفري و...) کارگرداني دقيق فتحي، سناريوي بسيار خوب کاظمي پور و ديالوگ هاي دوست داشتني عليرضا نادري عوامل موفقيت بزرگ و طلسم شکني شبکه دو به قدرت هدايت مدير جديدش بودند. شبکه يک نيز که از مديران کهنه کاري بهره مي برد، بسيار موفق بود و با اختلاف اندکي به رتبه دوم رسيد. اغماء با ترکيب ايده آل عليرضا افخمي، سيروس مقدم و رضا جودي و بازي هاي خوب تارخ و کميلي و... توانست بار ديگر شيطان را در قالب سيما متصور سازد. زيرزمين شبکه سه امسال يک وجب خاک بيشتر نبود. قرار بود اين مجموعه تکرار موفقيت سال قبل باشد، همان تهيه کننده (بهروز مفيد) با تقريباً همان بازيگران اصلي (جايگزيني رضا بابک به جاي اويسي) ولي با نويسنده و کارگردان متفاوت. علي عبدالعلي زاده باعث شد قدر عليرضا افخمي را بيشتر بدانيم هر چند افخمي نظارت کيفي مجموعه را هم عهده دار بود. ولي نظارت کيفي توام با نگارش شبانه روزي سريال شبکه ديگر، تکليفش روشن است. شبکه تهران باز هم مثل سال 85 بازنده بزرگ ماه رمضان بود. حضور سهراب پور پس از تجربه موفق «وفا» اين بار سعيد سلطاني و هادي کريمي را براي کارگرداني و نگارش مجموعه يي برگزيد که مي توانست خيلي بهتر از اينها باشد.
راجع به ماه رمضان هم زياد گفته شده و بگذاريد برويم به بعد از عيد فطر. شبکه يک که کنداکتور شنبه و چهارشنبه خود را با مجموعه هايي از يزد و خوزستان پر کرده بود، به محض پايان مدار صفردرجه (دوشنبه ها) تصميم جديد خود مبني بر پخش يک شب در ميان سريال ها را آغاز کرد. پيشنهاد بکر ميرميران کهنه کار و زيرک گرفت. اصلاً اين مدل پخش که شبکه يک آغاز کرده (و طبعاً بقيه هم مجبورند آن را تکرار نکنند چون دچار اختلال مي شويم) هر سريال متوسطي را هم بسيار پربيننده مي کند چرا که زمان يک هفته يي ميان پخش هر قسمت باعث فراموشي مخاطب نمي شود.
ساعت شني تجربه بسيار موفقي بود چرا که يک سريال عالي در يک کنداکتور مناسب تعريف شد. نکته بارز ساعت شني اين است که هر سه عوامل اصلي يعني نويسنده، کارگردان، تهيه کننده (احمد رفيع زاده، بهرام بهراميان، سيدرضا شکري) اولين يا دومين کار خود را تجربه مي کردند. اين همان جسارتي است که در نقد بايرام بر آن اشاره شد. موضوع بکر و جذاب و ليست بلندبالاي بازيگران (نونهالي، ارجمند، مقانلو، شريفي نيا، حاجيان، پورسرخ، امکانيان، تهامي، علو، تيموريان و...) را هم در کنار کارگرداني درست و ساعت پخش بکر آن قرار دهيد تا علل موفقيت سريال تکميل شود.
سرزمين سبز آخرين يادگار مشترک بيرنگ و رسام در مقام کارگردان و تهيه کننده نيز بالاخره پس از 10 سال پخش شد و با مخاطب ارتباط برقرار نکرد. فضاي شاعرانه اثر مجموعه را تبديل به حديث نفس مطول کرده بود.
اما حاتمي کيا، تبريزي و فخيم زاده سه کارگردان بزرگ ايراني پس از پنج سال باز هم يک دوئل سه نفره کردند. سال 81 دقيقاً از هفته اول مهر سه سريال از اين سه نفر (خواب و بيدار، خاک سرخ، دوران سرکشي) پخش شد که هر سه در زمره چهار پنج سريال پربيننده آن سال (در کنار شب دهم) شدند. امسال باز هم اين سه با هم نيمه دوم سال را آغاز کردند ولي اين بار هر سه زير حد انتظار بودند. هيچ يک از اين سه سريال ناموفق نبودند، اما نه حلقه سبز توقع ما را از حاتمي کيا برآورده مي کرد، نه شهريار تبريزي آنچه تصور مي رفت شد و نه بي صدا فرياد کن فخيم زاده خودنمايي کرد.
فقط کافي است اين سه مجموعه را با سه مجموعه پنج سال پيش قياس کنيم. خصوصاً مجموعه فخيم زاده را که در همان ژانر است. اما مجموعه حلقه سبز برتري قابل توجهي نسبت به آن دوي ديگر دارد که حداقل مخاطب آن را ديد. اشکال اساسي حلقه سبز در کشدار بودن آن است. اين مجموعه بايد حداکثر در 13 قسمت توليد مي شد.
اگر حسن فتحي، سعيد سلطاني و جواد افشار امسال با دو سريال پرکارترين کارگردان هاي 86 بودند و حضور قديمي هاي سريال سازي را (البته راجع به افشار بگوييم پرکار نه قديمي) تقويت مي کردند، در سال کهنه شده دو سريال ساز جديد هم به عرصه سينما آمدند؛ بهرام عظيم پور و نگارنده. عظيم پور سريال پرمخاطب «بيداري» را به عنوان نويسنده و کارگردان ارائه کرد که از شبکه سه پخش شد. بيداري با بازي پورحسيني، بهناز جعفري، پاوه نژاد، رشيدي و... با موفقيت يک زندگي واقعي از دل اجتماع را به تصوير کشيد. اما کارگردان در سريال نسبتاً پربيننده «ماروپله» گرفتار سفارش يک سازمان دولتي و کم بودن تعداد قسمت ها (10 قسمت) بوده. بازي حکيمي، بروفه، عبدالرضا اکبري، سلطاني و... و ته مايه طنز مجموعه از علل ديده شدن کار توسط مخاطب عام به رغم سفارشي بودن موضوع و تعداد کم قسمت هاي مجموعه است. ويژگي مشترک اين دو نيز در نويسندگي مجموعه توسط خودشان و تازه کار بودن تهيه کنندگان شان در اين عرصه است.
روزگار قريب کيانوش عياري نيز پس از پنج سال تصويربرداري بالاخره به پخش رسيد. تعداد طولاني قسمت هاي مجموعه اجازه بررسي آن را در سال 86 نمي دهد و بايد ديد بازسازي عياري موشکاف از زندگي محمد قريب در سال جديد چه بازتابي را خواهد داشت. شبکه دو محرم امسال را با «پريدخت» سامان مقدم سپري کرد. مجموعه يي که عباس زاده (تهيه کننده) در سال هاي قبل نيز با فريدون حسن پور و فرزاد موتمن براي ساخت آن قصد اقدام داشت. بازي ستارگاني چون حاتمي، ديرباز، مصفا و ارجمند نيز نويد يک کار قدر را مي داد. ولي فرصت محدود توليد مجموعه بالاخره لطمه اش را زد. تعداد قسمت هاي مجموعه به 11 قسمت رسيد که براي پخش شبانه بسيار نامناسب است. اگر هم شب دهم توانست در محرم 81 همه را ميخکوب کند، در آن سال دهه اول ماه محرم و نوروز يکي شده بود و شرايط خاصي را رقم زده بود. به نظر مي رسد سريال هاي ماه محرم نبايد فقط به پخش در دهه اول بسنده کنند. زيرا تا تماشاگر متوجه پخش آن شود، سريال تمام شده است. دهه فجر امسال دو سريال قديمي رقص پرواز (احمد مرادپور) و پدرخوانده (محمدرضا ورزي) پخش شدند. هر دو توليد سال 84 بودند. از پدرخوانده قبلاً تله فيلمي نيز پخش شده بود. ويژگي اين سريال انتخاب بسيار درست بازيگران و گريم آنها بود. اما رقص پرواز که به رغم تعداد کم قسمت ها (7 قسمت) و پخش شبانه جايي باز کرد، يک اثر مثال زدني و خوش ساخت بود. بازي عالي مهدي هاشمي نيز بار ديگر همه را در مورد استعداد اين هنرمند به باور رساند.
مرادپور نيز به رغم طولاني شدن مراحل فيلمبرداري سريال، در عوض اثري فاخر براي سيما به همراه آورده بود. البته بايد نظر تخت کشيان (تهيه کننده يي که براي 7 قسمت شش ماه فيلمبرداري گذرانده) را نيز پرسيد.
يک مشت پر عقاب آخرين سريال سال 86 بود که پخش خود را آغاز کرد و با فرمول جديد شبکه يک به پايان هم رسيد.
بازگشت اصغر هاشمي و بهروز خوش رزم پس از سال ها دوري از عرصه کارگرداني و تهيه براي تلويزيون (خوش رزم به مديريت توليد رو آورده بود) باعث شکر است. بازي خوب کيانيان، بهداد، کامران، معصومي و... فيلمنامه توحيدي را ديدني کرده است. اين مجموعه آخرين سريال پربيننده سال هم بود.
به هرحال سال 86 نيز با 26 سريال جديدش پشت سر گذاشته شد. روي هم رفته مي توان ميوه ممنوعه، پول کثيف، اغماء، ترش و شيرين، راه بي پايان، مدار صفردرجه، حلقه سبز، بيداري، ساعت شني و يک مشت پر عقاب را 10 سريالي که مردم بيشتر ديده اند قلمداد کرد. در ميان عوامل پشت دوربين که حکم را اول ماجرا داديم؛ حسن فتحي.