سه شنبه، 28 اسفند 1386 - شماره 1641
   
 
صفحه نخست :: سالنامه :: تجسمي
درباره هنرهاي تجسمي در سال 86
گزارش به فرداهاي نيامده

علي مطلب زاده

پيش از نوشتن درباره سال تجسمي که پشت سر گذاشته شد بد نيست مقايسه يي کلي از آنچه مي توان با عنوان «هفت هنر کشور در سال 86» نام برد، داشته باشيم. مقايسه يي به دو دليل؛ نخست رسيدن به شباهت هايي که در تمامي اين هفت حوزه شاهد بوديم (نه به منظور اثبات مساله يي) و دوم، تفاوت هاي موجود بين حوزه ها. اگر چه به نظر مي رسد نوشتن از اين شباهت ها و تفاوت ها چيزي نيست که تنها مختص سال 86 باشند و با کمي دقت در سال هاي ديگر نيز مي توان اين شباهت ها و تفاوت ها را يافت. اما به هر حال همه اين مسائل که ذکر خواهد شد در سال 86 نمود بيشتري داشتند. در يک سو تئاتر، سينما، تلويزيون و موسيقي به عنوان حوزه هاي دولتي هنر قرار داشتند. تئاتر بخش عمده يي از سال را درگير پروژه تعميرات بود و عمده نمايش سالش را در بيست و ششمين جشنواره تئاتر فجر ارائه کرد. سينما بيش از هر چيز درگير بايدها و نبايدها شد؛ اگر چه حاشيه هايش دامنه دارتر از تئاتر بودند. براي جمع بندي حوزه موسيقي قرار نبود تا آخر سال منتظر بمانيم، چرا که پرونده اش در آخر پاييز بسته شد و فقط ماند بيست و سومين جشنواره اش به عنوان اولين جشنواره سال 86. تلويزيون نيز که در اين ميان همان مسير هميشگي اش را طي مي کرد همچنان با ترويج ساده پسندي به عنوان مهم ترين وظيفه خود جز در مواردي خاص آن هم به همت مطبوعات مساله قابل بحثي نداشت. اما در حوزه هاي ديگر مثل نقاشي، مجسمه سازي، گرافيک و البته «هنر جديد» ماجرا به اين راحتي ها قابل بحث و نتيجه گيري نيست. در مقايسه با توليدات حوزه هاي دولتي براي حوزه هاي مهجورمانده هنري (بخوانيد نقاشي، مجسمه سازي، گرافيک و هنرجديد) در سال 86 پرونده جدي تر و قطورتري مي توان گشود. جداي از بخش دولتي اين حوزه هاي مهجور چيزي حدود 100 نگارخانه تنها در شهر تهران در تمام طول سال و با هفته يي دست کم يک نمايشگاه فعال بودند. در کنار اين نمايشگاه ها، در سال 86، مرکز هنرهاي تجسمي و موزه هنرهاي معاصر به عنوان نهاد دولتي عهده دار برگزاري دوسالانه هاي مختلف (که جشنواره هاي حوزه تجسمي محسوب مي شوند)، تمام دوسالانه هاي مهم به تعويق افتاده را (تنها با هدف برگزاري) برگزار کرد. همه اينها را اگر کنار هم بگذاريم بي انصافي خواهد بود اگر به اين نتيجه برسيم که توليدات اين حوزه هاي مهجور چيزي کمتر از توليدات ديگر حوزه ها بوده است. اگر چه ممکن است خرده گرفته شود که دست کم در حوزه نقاشي، مجسمه و... از نظارت هاي رايج حوزه هاي تئاتر، سينما و موسيقي خبري نيست و اين دليلي براي فعاليت بيشتر و يا دست کم ديده شدن حرکت هاي بيشتر است. در سويي ديگر برگزار نشدن آرت اکسپوي دوم بود که به گفته هنرمندان مي توانست علاوه بر آشتي مخاطب معمولي با هنر (البته از جنس تجاري اش) بخشي از نيازهاي اقتصادي هنرمندان اين حوزه را تامين کند. در کنار برگزار نشدن آرت اکسپو با برگزاري حراج هاي انجن نقاشان در سعدآباد و حراج هفت نگاه در فرهنگسراي نياوران (البته به قول برگزارکنندگانش و شرکت کنندگان در آن) همه آنچه قرار بود در آرت اکسپو رخ دهد به گونه يي ديگر شکل گرفت.

اما براي گفتن از شاخص ترين اتفاقات تجسمي سال 86، در کنار برشمردن اتفاقات جديد سال، ناگزير از طرح دوباره تعدادي از شباهت ها و تفاوت هاي برشمرده در مثال هاي بالا هستيم. توضيح بيشتر اينکه درباره اين اتفاقات شاخص جز با رجوع به مطبوعات ردپايي و نشانه يي ديگر نمي توان به دست آورد.

اما براي نوشتن از چهره هاي شاخص حوزه تجسمي بايد دوباره سراغ گالري هاي خصوصي فعال در اين حوزه برويم. تجربه ثابت کرده است که اتفاقات مهم و نه لزوماً برتر بيش از آنکه در هنر موزه يي ما شکل گرفته باشد در مجموعه هاي ارائه شده در همين گالري ها (که البته ديدن تمامي اتفاقات آن از عهده هر مخاطبي خارج است) رخ مي دهد. جرياني ابتدايي که رگه هاي انشعابي و تکميلي آن سال ها بعد در همين هنر موزه يي نمود پيدا مي کند. هر چند بررسي و نام بردن از همه اين چهره در چنين نوشته يي هيچ گاه شدني نيست اما به عقيده نگارنده با تکيه بر ديدن آثار چهره هاي زير مي توان از آنها به عنوان چهره هاي موثر سال 86 در حوزه خودشان نام برد.

هانيبال الخاص

نمايشگاهي از آثار ارسالي او از خارج کشور به همت يکي از شاگردانش در گالري الهه برگزار شد. چيزي حدود 50 اثر در قطع هاي کوچک که هنوز هم بعد از گذشت سال ها نشان مي داد الخاص فعاليت هنري اش را با شوخ طبعي هاي خاص خودش ادامه مي دهد. بي انصافي است اگر بخواهيم يک عمر فعاليت هنري را به همراه ويژگي هاي نقاشي هاي سهل و ممتنع الخاص ناديده بگيريم. الخاص بعد از برگزاري اين نمايشگاه نقاش 77 ساله ايراني لقب گرفت. به هر حال خلاقيت در 77 سالگي هم نکته کمي نيست.

صادق تيرافکن

نمايشگاه عکس هاي صادق تيرافکن در نگارخانه راه ابريشم برگزار شد. او در اين نمايشگاه عکس هاي دو مجموعه «شرق سکوت» و «شناسه» را به نمايش گذاشت. تيرافکن در اين دو مجموعه هر چه بيشتر از رسانه عکاسي فاصله مي گيرد. محصول نهايي بيش از آنکه وابستگي صرف به رسانه عکاسي داشته باشد محصولي چندرسانه يي نشان مي دهد. او در مجموعه «شرق سکوت» به ترکيب انسان امروز با نقش ها و تصاوير قالي هاي ايراني مي پردازد؛ استراتژي که کم و بيش در مجموعه «شناسه» نيز پيگيري شده است. اما نکته اينجاست که اين فاصله گرفتن از رسانه عکاسي امتياز ويژه يي براي کارنامه تيرافکن به ارمغان نمي آورد. تصوير نهايي او روايتگر همان ايده تضاد سنت و مدرنيته است که در ساده ترين شکل ممکن آن را بازتعريف مي کند. ايده يي که از عصر مشروطه به اين سو مفهوم ثابت اکثر آثار مهم هنر ايراني بوده اند. پرداختن به يک مفهوم تکرار شده آسيبي براي کارهاي تيرافکن محسوب نمي شود اما او در تصوير سازي اين مفهوم به ترکيب ساده يک عنصر مدرن در کنار يک نشانه فرهنگ سنتي بسنده مي کند.

بابک اطميناني

اطميناني مجموعه يي از دوره هاي مختلف کاري خود را در قالب يک نمايشگاه موضوعي در موزه امام علي(ع) برگزار کرد. او هر چند خودش را نقاش آبستره نمي شناسد اما براي مخاطب آشنا با فضاي تجسمي اين روزهاي کشور کارهايش بيش از آنکه در هر دسته ديگري قرار بگيرد آبستره قلمداد مي شود. نقطه قوت نمايشگاه اطميناني با آن رنگ پردازي هاي اتفاقي اش، حضور مجموعه يي خاکستري با ته مايه آبي تيره در آثار نزديک تر اوست. با وجود تاکيد خود او مبني بر اينکه اين آثارش بيشتر از آنکه متاثر از فضاي اجتماعي باشد از درونيات او متاثر است، به نظر مي آيد که اتفاقاً اين سري آثار شديداً از لحاظ اجتماعي قابل بررسي و ريشه يابي هستند.

محمدحسين عماد

عماد همزمان با پنجمين دوسالانه مجسمه سازي نمايشگاهي از آثار خود را در نگارخانه «اثر» برگزار کرد. مهم ترين ويژگي آثار عماد استقلال آنها از ايده ها و تئوري هاي وارداتي است که در اين سال ها به وفور و ارزاني در حوزه مجسمه سازي به چشم مي خورد. او پيش از هر چيز وابسته به طبيعت است؛ چه طبيعت نباتي که ماده خام آثار او قرار مي گيرد و چه طبيعت انساني که در نگاه او به عنوان هنرمند به اين طبيعت نباتي بروز پيدا مي کند. گام برداشتن در نمايشگاه آثار عماد مانند گام برداشتن در يک جنگل است که کشف ناشده هاي بسياري در خود پنهان دارد. درست همان طور که در مواجهه با يک محيط طبيعي ناشناخته سرشار از کنجکاوي مي شويم، تعجب مي کنيم و... در مواجهه با آثار عماد نيز چنين وضعيتي براي مخاطب ايجاد مي شود. او طبيعت را از صافي ذهن خود عبور مي دهد، با قواعد زيبايي شناسي خود ترکيب مي کند و طبيعتي ديگرگون و انساني شده را بازتاب مي دهد.

مجيد کورنگ بهشتي

او مجموعه يي از کارهاي خود را در يک نمايشگاه گروهي با عنوان «گفت وگوي شعر و عکس» در نگارخانه هفت هنر به نمايش گذاشت. اين مجموعه در نمايشگاه «چشم درون» در موزه هنرهاي معاصر نيز به نمايش درآمد. مرز ميان خيال و واقع در عکس هاي بهشتي چنان از ميان برداشته مي شود که مخاطب مي ماند آنچه مي بيند نسبتي بازنمودي با واقعيت دارد يا اينکه همه ساخته دست بهشتي است که در لابراتوار به دست آمده است. تصاوير ناآشناي بهشتي اما نسبت هاي خود را با جهان واقع نيز حفظ کرده اند که نتيجه آن مي شود تصوير عجيب و رمزآميز که مخاطب خود را موظف به رمزگشايي از آن مي داند و نکته اينکه بر خلاف تصور تعداد کمي از عکس هاي او وابسته به مونتاژ تصاوير هستند.

رضا درخشاني

او بعد از نمايش مجموعه انارهايش در خارج از کشور مجموعه يي موضوعي از آثار خود را با عنوان «شبانه ها» در گالري ماه به نمايش گذاشت. در بخشي از اين نمايشگاه تعدادي از مجموعه هاي انارهاي رضا درخشاني نيز ديده مي شد. در اين مجموعه که ادامه مجموعه متقدم «شيرين و فرهاد» درخشاني به حساب مي آمد، تصويرپردازي هاي درخشاني از داستان شيرين و فرهاد به نمايش درآمده بود. رنگ همچنان در آثار او به قوت خود باقي است و درخشاني نشان داد که توانسته تلفيق مناسبي از محتوا و فرم (بعد از کشمکش ديرينه يي که سال ها بين اين دو مورد در نقاشي ايراني ديده مي شد) ارائه دهد.

احمد مرشدلو

او نمايشگاهي از طراحي ها و نقاشي هاي خود را بعد از شرکت در دو نمايشگاه گروهي در گالري اثر برپا کرد. به نظر مي رسيد مرشدلو که همچنان با تاکيد فيگور را به عنوان اصلي ترين عنصر نقاشي ها و طراحي هاي خود به کار برده بود اين بار با حذف عنصر رنگ خواسته با تاکيد بيشتري به ارتباطات بين فيگورهاي آثارش بپردازد. ساده تر آن است چنين نتيجه بگيريم که مرشدلو تنها خواسته فضايي عوض کند؛ فضايي که هيچ چيزي از قدرت کارهاي رنگي اش (البته بيشتر به دليل نوع نگاه او به فيگور) کم نخواهد کرد.

فرهاد فزوني

او نمايشگاهي از پوسترهاي خود را با عنوان «اعلانات فرهاد فزوني» در نگارخانه لاله به نمايش گذاشت.پوسترهاي فزوني از ويژگي هاي منحصري برخوردار است که البته بعضي منتقدان از اين ويژگي ها به عنوان آسيب کارهاي او ياد مي کنند. اما به نظر مي آيد که ايده هاي جسورانه او به هر حال از سوي مخاطبان و سفارش دهندگان حوزه گرافيک با استقبال روبه رو شده است. فزوني در طراحي هاي خود چندان پايبند به موضوع نيست. او ممکن است براي يک کنسرت موسيقي پوستري طراحي کند بي آنکه هيچ تصوير يا نشانه يي از رسانه موسيقي در پوستر خود بياورد. او در برخي از آثار خود از عنصر نوشته و حروف به عنوان يک عنصر تصويري استفاده مي کند. پوسترهاي فزوني اين ويژگي را دارند که حتي مخالفان اين نوع زيبايي شناسي گرافيکي را براي چند لحظه مجبور به ديدن مي کنند.

عناوين اين صفحه
گزارش به فرداهاي نيامده

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام