
حميدرضا ابراهيم زاده
فارغ التحصيل مقطع دکتراي دانشگاه MIT و وزير دو دولت ميرحسين موسوي و هاشمي و مغز مديريتي دولت خاتمي اين روزها در شوراي شهر تهران فقط عضوي از کميسيون برنامه و بودجه است. محمدعلي نجفي علت اين موضوع را «بي سياستي جناح مقابل اصلاح طلبان در شورا مي داند» که در انتخاب هيات مديره و روساي کميسيون هاي شورا «به صورت خيلي روشني سياسي عمل کردند». عضو خوش پوش شوراي شهر تهران راي اصلاح طلبان به قاليباف را «رعايت بازي جوانمردانه و اصول دموکراسي» مي داند، هر چند وي جريان اصولگرا را با افرادي مقايسه مي کند که «وقتي رقيب شان در حال شنا کردن است لباس هاي آنها را برمي دارند و فرار مي کنند.» نجفي همچنان ابهامات نتايج انتخابات شوراي شهر تهران را حل نشده عنوان مي کند و اميدوار است در انتخابات مجلس «حداقل در مرحله برگزاري و سپس در مرحله شمارش آرا سلامت نسبي حفظ شود». عضو برجسته اصلاح طلبان در برابر تمام انتقاداتي که به اصلاح طلبان شورا مي شود يک نکته را يادآوري مي کند که «ما در اقليت قرار داريم» حتي اگر اين اقليت شهردار تهران را انتخاب کرده باشد.
|
---
-اجازه بدهيد اين طور شروع کنيم. چرا اصلاح طلبان با نيروهاي ارشد خود وارد انتخابات شوراها شدند؟
براي اينکه ما در ارتباط با انتخابات شوراي شهر و کانديداهاي اصلاح طلبان بحث کنيم بايد نگاهي به فضاي سياسي سال گذشته داشته باشيم و ببينيم در چه شرايطي اصلاح طلبان به اين نتيجه رسيدند که اولاً در انتخابات شوراي شهر در سراسر کشور به صورت فعالي وارد شوند و ثانياً افرادي را معرفي کنند که از سوابق اجرايي بيشتري برخوردار و بيشتر بين مردم شناخته شده هستند. اصلاح طلبان در سه انتخابات پي درپي با شکست مواجه شده بودند. کم و کيف اين شکست ها تفاوت هايي داشت. هر کدام از اين انتخابات حواشي به دنبال خود داشته و در مواردي ترديدهايي در مورد نتايج هر يک از اين انتخابات وجود دارد اما آنچه به عنوان واقعيت بايد پذيرفته شود اين است که در سال 85 جمع بندي عملکرد اصلاح طلبان حاکي از شکست در سه انتخابات به شکل هاي مختلف بود. از طرف ديگر بين نيروهاي اصلاح طلب، چه بين فعالان سياسي و سران گروه هاي اصلاح طلب و چه بين بدنه نيروهاي اصلاح طلب يک نوع سرخوردگي و نگراني نسبت به آينده وجود داشت. در اين شرايط نيروهاي اصلاح طلب به اين تحليل رسيدند که براي انتخابات شوراهاي شهر و روستا در دور سوم بايد يخ موجود در فضاي سياسي کشور را بشکنند. از يک طرف اين انتخابات يک آزمون براي آنها نيز تلقي مي شد که اگر نيروهاي با سابقه و تجربه بيشتري ثبت نام کنند پاسخ مردم به اين کار چه خواهد بود؟ بنابراين نگاهي که اصلاح طلبان به مساله انتخابات شوراها داشتند از يک طرف متوجه خود موضوع شوراي شهر بود يعني در واقع اين مساله موضوعيت داشت که نيروهاي اصلاح طلب وارد شوراها شوند و بتوانند از اين طريق خدمت موثري به مديريت شهري و بهبود وضعيت شهروندان بکنند. و از طرف ديگر مي شود گفت که شوراي شهر راهي بود براي اينکه فضا براي مراحل بعدي فعاليت هاي سياسي اصلاح طلبان آماده شود يعني شرکت در انتخابات طريقيت نيز داشت.
-پيش بيني خاصي هم قبل از انتخابات وجود داشت؟
جمع بندي ما از استقبال مردم اين بود که واقعاً مردم با توجه به مجموعه تجربيا تي که در ارتباط با دولت نهم و مجلس هفتم داشتند اقبال بيشتري به سوي اصلاح طلبان دارند. اما مسائل و مشکلات حاشيه يي در ارتباط با برگزاري انتخابات و همچنين شمارش آرا به خصوص در تهران وجود داشت و همچنان ابهاماتي که در آن زمان مطرح بود به قوت خودش باقي است و هيچ وقت پاسخ قانع کننده يي در ارتباط با سوالاتي که در مورد شمارش آرا وجود داشت، به دست نيامده است. بنابراين از يک طرف جمع بندي ما اين بود که اقبال مردم به سمت اصلاح طلبان روند مثبت و رشديابنده يي را پيدا کرده و از طرف ديگر همان انتخابات باعث شد هيجاني بين بدنه نيروهاي اصلاح طلب و يک نوع آمادگي براي برداشتن گام هاي جديد به سمت فعاليت هاي اجتماعي سياسي ايجاد شود. البته نتايج اين انتخابات يک نکته منفي هم در دل خود داشت و آن اينکه نيروهاي رقيب را مقداري نسبت به قدرت و نفوذي که اصلاح طلبان در جامعه دارند، بيدار کرد لذا شايد بخشي از آنچه که بعدها و در سال جاري در ارتباط با انتخابات مجلس اتفاق افتاد ناشي از همان موفقيتي بود که در انتخابات شوراها به دست آمد.
-تحليل اصلاح طلبان از شکست هاي گذشته چه بود. اين شکست ها نتيجه عملکرد گذشته بود يا شرايط ديگري مثل نظارت استصوابي و شرايط برگزاري و شمارش آرا؟
اين شکست ها ناشي از علل مختلف بود. يک موضوع تک علتي تلقي نمي شود. يکي از علت ها عملکرد ضعيف يا حتي منفي اصلاح طلبان بود، چه زماني که دولت را در اختيار داشتند و چه در مجلس ششم و چه در زمان شوراي شهر اول. البته اين تمام علت ها نيست و به اصطلاح علت تامه نيست. علت هاي ديگري هم وجود داشت که شايد آنها قوي تر بود. به عنوان مثال نقشي که صدا و سيما و برخي از نهادهاي عمومي کشور در ترسيم چهره منفي از اصلاح طلبان در جامعه داشتند را نبايد ناديده گرفت. مثلاً در مورد شوراي شهر اول به اعتقاد بنده اين شورا اقدامات بسيار ارزنده يي داشته و خدمات بسيار خوبي به خصوص از بعد کارشناسي و علمي انجام داده است ولي متاسفانه آنچه از شوراي شهر اول در جامعه منعکس شد مساله درگيري ها و اختلافاتي بود که در داخل شورا بين خود نيروهاي اصلاح طلب و از طرفي بين شورا و شهردار ايجاد شده بود. يکي از علل مهم شکست ها نقش رقبا در خراب کردن چهره اصلاح طلبان در هر يک از اين سنگرها بود. علت سوم هم مسائل حاشيه يي هر يک از اين انتخابات بود که مشکلاتي در برگزاري انتخابات، شمارش آرا و مسائل قبل و بعد آن مانند نظارت استصوابي وجود داشت.
-با وجود اين اتفاقات چطور مي توان اميدوار بود که در سطوح بالاتر مثل مجلس باز هم اصلاح طلبان دچار اين مصائب نشوند؟
همان طور که قبلاً اشاره کردم رقيب سياسي ما متاسفانه از موفقيت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس که مقدمه يي براي انتخابات رياست جمهوري است خيلي نگران است و چون به اصول دموکراسي پايبند نيستند و قبول ندارند که اگر در شرايط رقابت برابر بازنده شوند اين شرايط را بپذيرند و با روش هاي دموکراتيک و قانوني شرايط را به نفع خود تغيير دهند از روش هاي غيرقانوني استفاده مي کنند. يعني از هر ابزاري که در اختيار دارند بهره مي گيرند که رقيب خود را از صحنه خارج کنند. يکي از دوستان براي اين کار مثالي مي زد که در واقع جريان اصولگرا را با افرادي مقايسه کرده بود که در يک مسابقه شنا وقتي رقيب شان در حال شنا کردن است لباس هاي آنها را برمي دارند و فرار مي کنند. الان اصلاح طلبان از جهاتي در اين موقعيت قرار دارند. در عين حال هيچ تضميني هم نمي شود داد که به رغم همه اين ردصلاحيت ها و اينکه امکان رقابت در خيلي از حوزه ها از اصلاح طلبان گرفته شده است ميزان سلامت انتخابات چقدر خواهد بود. من اميدوارم حداقل در مرحله برگزاري و سپس در مرحله شمارش آرا سلامت نسبي حفظ شود تا بشود از انتخابات لااقل در مرحله اجرا دفاع کرد.
-با ورود اصلاح طلبان به شورا اين تحليل وجود دارد که رقيب آنان در شرايطي قرار گرفته که در سطوح پايين مديريتي اجازه ورود به اصلاح طلبان را مي دهد اما راه ورود به سطوح بالاتر را همچنان بسته نگه مي دارد.
فکر مي کنم جرياناتي در کشور که از نظر داشتن مناصب سياسي قوي تر از اصلاح طلبان هستند تلاش شان اين است که يا اصلاح طلبان را به طور کلي حذف کنند يا اينکه اگر هم نمي توانند کاملاً حذفشان کند آنها را محدود کنند. در اين هيچ شکي نيست. اما به نظر من اين سياست نظام جمهوري اسلامي نيست. بايد براي اين تفاوت قائل باشيم، اينکه حاکميت بخواهد اصلاح طلبان را حذف کند يا اينکه جريان رقيب اصلاح طلبان با روش هاي غيردموکراتيک و ناعادلانه با اين جريان برخورد کند. به نظرم اين چيزي که امروز با آن مواجهيم مساله دوم است و اصلاح طلبان طبيعتاً نبايد به رقيب اجازه بدهند. گرچه شرايط بسيار نابرابر است، در همين شرايط هم بايد همه تلاش مان را انجام دهيم که اصلاح طلبان در صحنه بمانند و قدم به قدم پيش بروند. من روزي را که دوباره سياست در کشور به طور کامل در اختيار اصلاح طلبان قرار بگيرد، دور نمي بينم براي اينکه فکر مي کنم اين روشي که امروز در کشور براي مديريت و سياست اتخاذ شده روشي است که دير يا زود به بن بست مي رسد و ناگزير بايد جريان ديگري جايگزين اين جريان شود و اميدوارم اين جريان اصلاح طلبان باشند که با عقل و منطق ضعف هاي گذشته خود را برطرف کنند و براي خدمت به مردم به صحنه بازگردند.
-برگرديم به شوراي شهر. بدنه اصلاحات نسبت به عملکرد شما در شوراي شهر انتقاد دارند و معتقدند مي شد عملکرد بهتري داشته باشيد. آيا اين انتقادات را قبول داريد؟
نکته اساسي در اين بحث اين است که افراد بايد قبول کنند فعاليت در شرايطي که شما در اقليت قرار داريد فرق مي کند با شرايطي که شما در اکثريت قرار داريد. ما در شوراي شهر در شرايط اقليت قرار گرفته ايم و در اين شرايط بايد قبول کنيم که بخشي از برنامه ها و ايده ها و طرح هاي ما نفوذ پيدا نمي کند و قابليت به تصويب رسيدن و سپس اجرايي شدن را ندارد. بنابراين اگر کساني معتقدند که اصلاح طلبان بايد طرحي را مطرح مي کردند ما هم قبول داريم که آن کار را بايد مي کرديم ولي وقتي مطمئن هستيم که با طرح آن موضوع در نهايت راي منفي شورا را به دست مي آوريم در خيلي از موارد بهتر است که اصلاً آن مطلب را مطرح نکنيم. يا طرح هايي که ممکن است اصل طرح پذيرفته شود اما در مرحله اجرا ممکن است سوءاستفاده کنند. در نتيجه ترجيح مي دهيم اصلاً آن طرح مطرح نشود.
-اين نوع طرح ها را به صورت مصداقي هم مي توانيد مطرح کنيد؟
همان طرح مربوط به استفاده از امکانات شهرداري براي ايجاد فضاي عادلانه و پرشور براي انتخابات مجلس. ايده يي که ما داشتيم اين بود که فضاها و اماکني که در اختيار شهرداري است به صورت عادلانه يي و از طريق خانه احزاب در اختيار گروه ها و احزاب سياسي قرار بگيرد. علاوه بر چهار عضو اصلاح طلب شورا سه عضو ديگر مدافع اين طرح بودند اما در مراحل تصويب اين طرح تبديل به طرحي شد که شير بي يال و دم و اشکم است. يعني تبديل شد به اينکه از فضاي عمومي شهر تهران براي تشويق مردم به شرکت در انتخابات استفاده شود؛ همان کاري که هميشه انجام مي شد و صداوسيما خيلي بهتر از شهرداري اين کار را انجام مي دهد. بنابراين ما فکر مي کنيم مطرح کردن يک طرح وقتي زمينه تصويب ندارد يا ممکن است که آن طرح استحاله شود و به چيزي در نقطه مقابل خود تبديل شود کار عاقلانه يي نيست.
-يعني جو شورا آنقدر سياسي است که شما را به سمت انفعال پيش مي برد؟
من باز اسم اين مطلب را انفعال نمي گذارم. اولاً مسائلي که در دستور کار شورا قرار مي گيرد در بيش از 85 درصد موارد مسائل غيرسياسي است. در اين مسائل بحث ها تخصصي و کارشناسي است و اعضاي اصلاح طلب شورا نقشي که دارند خيلي بيشتر از تعدادشان است چون معمولاً در مسائل تجربه کارشناسي دارند. در اينگونه مسائل تمامي اعضاي شورا با همديگر همراهي مي کنند. در مسائلي که کمي رنگ و بوي سياسي پيدا مي کند خب طبيعي است که گروهي که راي بيشتري دارد راي خود را تحميل مي کند. البته در بعضي از موارد اگر ما بوديم اين کار را نمي کرديم مثلاً براي انتخاب هيات رئيسه شورا و همين طور روساي کميسيون ها اگر ما اکثريت داشتيم مسلماً دنبال نيروهاي قوي جناح مقابل مي گشتيم و از آنها استفاده مي کرديم. منتها الان دوستان مقابل ما در شورا اين کار را نمي کنند که به نظرم اين از بي سياستي آنهاست. به نفع آنها بود که برخي از نيروهاي خوب اصلاح طلب در موقعيت هاي مديريتي شورا کمک حال آنها مي بودند ولي متاسفانه اين مطلب را نخواستند يا براي مثال در انتخاب اعضا براي شوراهاي شهرستان ها و استان ها اعضاي شورا به صورت خيلي روشني سياسي عمل کردند و 8 نفري که از نظر سياسي با هم هماهنگي داشتند معمولاً رايشان يکي بود. البته اين هم جزء قواعد دموکراسي است.
-شما در اقليت هستيد درست، ولي اقليتي هستيد که شهردار را انتخاب کرديد. اما اتکاي آقاي قاليباف به راي شما هيچ تاثيري در ترکيب مديريتي شهرداري ايجاد نکرد. چرا؟
اين حرف شما درست است. يعني هيچ شکي نيست که نقش اعضاي اصلاح طلب در ابقاي آقاي قاليباف در شهرداري تهران قطعاً تعيين کننده بود. ما هفت نفر اگر خوب و از نظر سياسي دقيق عمل نمي کرديم نمي توانستيم هفت راي را به هشت راي تبديل کنيم. اما ما رايي که به آقاي قاليباف داديم به اين خاطر نبود که بعداً از ايشان پست و منصب براي دوستان و افراد اصلاح طلب يا مديران لايقي که در زمان آقاي احمدي نژاد کنار گذاشته شده بودند، بگيريم.
-مگر اين از قواعد بازي سياسي نيست؟
ببينيد ما به اين نتيجه رسيده بوديم که در برابر رايي که به آقاي قاليباف داديم استغنا نشان بدهيم و چيزي از ايشان طلب نکنيم. براي اينکه استقلال خود را در برابر شهردار بتوانيم حفظ کنيم و در مرحله يي که احساس کرديم عملکرد شهرداري قابل قبول نيست دچار انفعال نشويم. خود آقاي قاليباف هم در مجالس مختلف اعلام کرده است که تاکنون هيچ يک از اعضاي اصلاح طلب شوراي شهر از من چيزي نخواسته اند و تقاضاي امتيازي نکرده اند. البته به نظر مي آيد که در نقطه مقابل دوستان ديگري در شورا باشند که به خاطر راي هايي که به نفع شهرداري مي دهند تقاضاي امکانات و امتيازاتي کردند که من از آن چندان آگاهي ندارم.
-شما تقاضايي نکرديد ولي اصول سياست ورزي اقتضا نمي کند که خود آقاي قاليباف اين کار را بکند؟
اگر آقاي قاليباف اين کار را مي کردند به نفع شهرداري بود. هنوز هم معتقد هستيم که نيروهاي بسيار خوبي در ميان مديران گذشته شهرداري که داراي سوابق اجرايي مثبتي در شهرداري هستند و همين طور نيروهاي بسيار خوب و تحصيلکرده يي در بدنه جريان اصلاح طلب وجود دارد که اگر شهرداري از آنها استفاده بکند توان برنامه ريزي و اجرايي شهرداري اضافه مي شود. پس اين به نفع آقاي قاليباف است که از اين نيروها استفاده کند. اما ما بنا نداريم که چيزي را بر شهرداري تهران تحميل کنيم در عين حال از نظر تيم اجرايي که آقاي قاليباف انتخاب کردند جا براي اصلاح بسيار زياد است و امکان استفاده از نيروهايي به مراتب بهتر از نيروهاي فعلي در خيلي از مشاغل وجود دارد.
-خب با اين روند آقاي قاليباف در آينده سياسي ايران يک رقيب قدرتمند براي اصلاح طلبان خواهد بود که خود اصلاح طلبان باعث ابقاي او شده اند بدون اينکه امتيازي کسب کنند.
اصطلاحي در ورزش وجود دارد تحت عنوان بازي جوانمردانه که من اين اصطلاح و روش را خيلي مي پسندم. در حساس ترين مسابقات ورزشي مثلاً در فينال جام باشگاه هاي اروپا وقتي يک بازيکني در يک تيم مي درخشد در پايان مسابقه بعضي از بازيکنان تيم حريف مي آيند و او را تشويق مي کنند. در عالم سياست هم اگر قرار است رقابتي انجام شود بايد قواعد دموکراسي که رقابت را در ذات خود با توجه به قوانين عادلانه مي پذيرد، رعايت کنيم. در جريان سياسي کشور هم اگر آقاي قاليباف به عنوان شهردار تهران خوب عمل کند ما بايد ايشان را تشويق کنيم. تشويق ايشان به اين معني نيست که کاري کنيم که حتماً اصلاح طلبان به تيم مقابل ببازند. ما بايد تيم خودمان را تقويت کنيم و در عين حال بازيکنان تيم رقيب را هم به صورت جوانمردانه مورد تشويق قرار بدهيم. البته آقاي قاليباف مديري نيستند که ما يا حتي خود ايشان مدعي باشند که هيچ ضعفي ندارند. اما در مجموع عملکرد ايشان در شهرداري تهران کارنامه مورد قبول تلقي مي شود و نمره خوبي مي گيرند. لذا هيچ دليلي ندارد که ما مردم شهر تهران را از داشتن چنين مديري به عنوان شهردار محروم کنيم. اما اين به اين معنا نيست که چون آقاي قاليباف شهردار خوبي هستند بنابراين اگر در مرحله بعدي به عنوان نامزد رياست جمهوري وارد شوند اصلاح طلبان در مقابل ايشان کانديدايي را معرفي نکنند.
-فکر مي کنيد که چقدر آقاي قاليباف از شهردار بودن خود براي بالا بردن امکان انتخاب شدن به عنوان رئيس جمهور استفاده مي کند؟
اينجا دو نکته است يکي اينکه من واقعاً نمي دانم آقاي قاليباف الان تصميم قطعي براي کانديدا شدن در انتخابات رياست جمهوري آينده دارند يا خير. آن چيزي که خودشان به طور خصوصي با ما مطرح کرده اند اين است که فعلاً تصميمي در اين مورد ندارند. نکته دوم اين است که اميدواريم ايشان نخواهند از شهرداري به عنوان يک سکوي پرش به سمت رياست جمهوري استفاده کنند. اگر ايشان به طور صادقانه به مردم تهران خدمت کنند به طور طبيعي اين موضوع روي راي مردم تاثير خواهد گذاشت ولي اگر ايشان بخواهد از شهرداري به عنوان ابزاري براي موفقيت هاي بعدي استفاده کند و در نتيجه فعاليت هايشان به سمت ظاهرسازي و عوام فريبي و انجام فعاليت هاي تبليغاتي سوق پيدا کند قطعاً خسارت خواهند ديد. کسي نمي تواند مردم را در درازمدت فريب دهد.
-البته سيستم نظارتي قدرتمندي هم براي جلوگيري از چنين اتفاقاتي در شورا وجود ندارد. اعضاي شورا از خيلي از اتفاقاتي که در شهرداري مي افتد اصلاً خبردار نمي شوند.
کاملاً درست است. شما اگر از من بپرسيد که بزرگ ترين ضعف شوراي شهر در دو دوره گذشته و در اين دوره چيست، بنده به طور قطع مي گويم که ضعف سيستم نظارتي در شورا. چون متاسفانه نظارت را در شورا در اين حد تعريف کردند که مثلاً بعضي اوقات اعضا بروند در يک منطقه يي يک موضوعي را بررسي کنند و گزارش بياورند. يا اگر شکايتي از مردم به دست اعضا برسد آنها براي شهردار منطقه يا معاونين شهردار نامه بنويسند که اين موضوع حل شود. امروز در دنيا سيستم هاي نظارتي بسيار پيچيده تر و پيشرفته تر هستند ولي متاسفانه در شوراي شهر در اين مورد کاري انجام نشده است. البته از شروع شوراي سوم تلاش کرديم که اين ضعف را اولاً گوشزد بکنيم و ثانياً تقاضا کرديم که سيستم هاي نظارتي قابل قبولي را طراحي کنيم ولي همچنان زمينه اين کار در شورا فراهم نيست. بنابراين در اين درياي بزرگ شهرداري تهران اتفاقات زيادي رخ مي دهد که دور از چشمان اعضاي شورا است و اين اتفاقات چه بسا مخالف برنامه ها و مصوبات شورا است.
-اين نظارت حتي از طرف اصلاح طلبان هم وجود ندارد چرا که به نظر مي رسد شما در حالت «آچمز» قرار گرفته ايد. از يک طرف پشتيبان اصلي شهردار هستيد ولي در شهرداري از مناصب قدرت بهره مند نيستيد. حتي شهرداري انتخاب کرده ايد که قدرت برکنار کردنش را هم نداريد.
من اين را قبول ندارم. اولاً نظارت نياز به سيستم دارد و تا اين سيستم ايجاد نشود هر شورايي تشکيل شود توانايي نظارت بر شهرداري تهران را نخواهد داشت. ثانياً ما چون مي خواستيم مستقل باقي بمانيم وارد بده بستان با شهردار و تيم شهرداري نشديم. ولي همان روزي که به ايشان راي داديم اعلام کرديم که ما اين راي را تا وقتي که شما در جهت منافع مردم تهران حرکت مي کنيد به شما مي دهيم. اين طور نيست که در برخورد با مشکلات شهرداري مجبور به سکوت باشيم. و نکته سوم هم اينکه اين طور نيست که ما به کسي راي داديم که قدرت برکنار کردنش را نداشته باشيم. اگر فرض کنيم که اعضاي اصلاح طلب شوراي شهر به اين نتيجه برسند که بايد شهردار ديگري جايگزين آقاي قاليباف شود اين توانايي وجود دارد که راي کافي را براي اين مساله به دست بياوريم. اينکه ما آچمز شده باشيم درست نيست اما محدوده حرکت ما محدودتر از آن چيزي است که انتظار داشتيم.
-حداقل انتظار مي رفت که اصلاح طلبان در اثرگذاري فرهنگي و اجتماعي در شهر تهران فعال تر عمل کنند و شهرداري را به سمت حرکت اجتماعي -فرهنگي مناسب تري سوق بدهند که اين طور نشده است.
درست است. در جاهايي اين اثرگذاري کم و بيش بوده اما نه به ميزاني که ما انتظار داشتيم. البته توجه کنيد که هنوز يک سال هم از عمر شورا نگذشته است. اما براي مثال در مورد شوراياري ها گام هاي بسيار خوبي برداشته شد که اصل آن در شوراي اول شکل گرفت و به خصوص خانم دکتر جلايي پور براي راه اندازي شوراياري ها خيلي تلاش کردند که در شوراي دوم به نتيجه رسيد و در شوراي سوم به بلوغ نزديک مي شود. يا در ارتباط با سازمان هاي مردم نهاد اقدامات خوبي انجام شده که با اجراي آنها فضاي فعلي شهر تهران از نظر اجتماعي مقداري بازتر خواهد شد. پس در زمينه هاي اجتماعي اقداماتي شده اما اين اقدامات کافي نيست.
- مقاومتي هم در شهرداري در برابر اين طرح ها وجود دارد؟
بله، متاسفانه مي توان گفت در مجموع، جهت گيري هاي بخش فرهنگي و اجتماعي شهرداري از ساير بخش هاي شهرداري ضعيف تر است و با خواست هاي عموم مردم همراهي ندارد. اميدواريم بخشي از اين ضعف از طريق مصوبات شورا رفع شود و بخشي هم از راه تحولاتي که در ارتباط با نيروهاي اجرايي شهرداري بايد به وجود بيايد.
-فکر مي کنيد حضور شما در شورا با توجه به اقليت بودن تاثيرگذار است؟
به نظر من قطعاً اثرگذار است. شوراي دوم را با شوراي سوم اگر مقايسه کنيد مي بينيم که شوراي دوم، حياط خلوتي براي يک عده خاص بود. حتي تا مدت ها هيچ کسي از اينکه در شورا چه تصميمي گرفته شده و چه مصوبه يي به تصويب رسيده خبر نداشت و هنوز که هنوز است سرنوشت بخشي از منابع مالي که در شوراي دوم توسط شهردار اول اين شورا خارج از مقررات و قوانين هزينه شده، همان بحث 392 ميليارد تومان معروف بلاتکليف باقي مانده است. با اينکه ما بارها خواستيم گزارشي از آن مساله بدهند با اين توجيه که اين مربوط به شوراي دوم است و به شوراي سوم مربوط نمي شود هيچ گاه در دستور کار قرار نگرفت به نحوي که رقم دقيق هم هنوز براي ما روشن نيست. يا شما نگاه کنيد به نيروهايي که در سطوح مختلف مورد استفاده قرار گرفتند به نظرم از زماني که شوراي سوم تشکيل شده با اينکه از نيروهاي اصلاح طلب کسي را مستقيماً به شهردار معرفي نکرده ايم اما تغييرات و تحولات در شهرداري به سمت مثبت بوده است. يا اينکه امروز همه مسائل شوراي شهر به صورت شفاف در اختيار مردم قرار داده مي شود. خود بنده در سايتي که دارم هر هفته گزارشي را از جلسات شورا در اختيار عموم قرار مي دهم. خانم دکتر ابتکار هم در وبلاگ خودشان بسياري از مسائل شورا را مطرح مي کنند و براي اولين بار شوراي شهر سخنگويي غير از رئيس شورا دارد که اين سخنگو بعد از هر جلسه بايد مسائل را که در شورا مطرح شده در اختيار خبرنگاران بگذارد.
-که البته خيلي از اخبار را به صورت گزينشي در اختيار خبرنگاران قرار مي دهد.
فقط در يک مورد من يادم هست که سخنگوي شورا موضوعي را مطرح نکرد که شما همان مورد را در روزنامه اعتماد مطرح کرديد. اين شفافيت مساله و اينکه ما شوراي شهر را از يک حياط خلوت تبديل کرديم به يک اتاق شيشه يي، اقدام بسيار مثبت و گام رو به جلو بوده است.
-شنيده شده که در انتخابات رياست جمهوري آينده کانديدا مي شويد.
نخير من کانديدا نيستم. در مورد انتخابات قبلي نام من هم به عنوان يکي از گزينه ها مطرح شده بود ولي در انتخابات بعدي به نظر نمي آيد که هيچ گروهي از اصلاح طلبان بحثي را به صورت جدي آغاز کرده باشند و تا آنجا که سراغ دارم در مورد من هيچ بحثي به عنوان يکي از گزينه ها مطرح نيست و ان شاء الله نخواهد بود.