بهناز صادق پور
| مصاحبه با احمد توکلي رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس در شرايطي انجام شد که او هم گرفتار رتق و فتق امور مجلس در واپسين ماه هاي کاري آن بود و هم مشغول فعاليت هاي انتخاباتي. با وجود تنگي وقت دکتر توکلي با حوصله حدود يک ساعت به مصاحبه اختصاص داد و مبسوط و بدون سانسور به سوالات پاسخ گفت. وي که با محمود احمدي نژاد، رئيس دولت، متعلق به يک طيف سياسي است، در مواردي از اختلاف نظر خود با دولت گفت و در عين حال به تخلفات دولت نهم اشاره کرد.اما در طول مصاحبه توکلي از دولت به خاطر عملکرد تبصره 13 تشکر کرد. هر چند وي با دادن سهميه اضافي در مقاطعي مثل بازگشايي مدارس يا عيد نوروز مخالف است و دولت را در تغيير رفتار مردم براي استفاده بيشتر از وسايل نقليه عمومي ناموفق مي داند. علاوه بر نظرات اقتصادي و سياسي، احمد توکلي از جنبه ديگري هم قابل تامل است؛ ظرفيت و تحمل وي در برابر نقدهاي مخالف مثال زدني است چنان که او با روزنامه اصلاح طلبي که در موارد زيادي با عقايد او اختلاف نظر دارد، مصاحبه مي کند و نقدهاي چنان مطبوعه يي نه برانگيزاننده خشم که ترغيب کننده وي به پاسخگويي است. وي در پاسخ به سوالاتي که نقد مستقيم عملکرد اقتصادي او در مجلس است با همان آرامشي پاسخ مي دهد که به ساير سوالات و حتي نزديک بودن انتخابات و جو تبليغاتي حاکم هم او را تغيير نداده. احمد توکلي همان است که بود؛ پرتلاش، وقت شناس، با همان چهره آرام و صداي رسا. |
---
-در دو سال و نيم سپري شده از دولت نهم، همکاري و ارتباط دولت و مجلس را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
يکي از راهبردهاي مجلس هفتم از اول اين بود که با دولت ها مداراگونه و قانوني همکاري کند و از برخوردهاي جنجالي بپرهيزد. اين اولويت در دولت آقاي خاتمي رعايت شد. فکر مي کنم در دولت آقاي احمدي نژاد هم اين نکته رعايت شده است. از آنجا که دولت آقاي احمدي نژاد و اکثريت مجلس متعلق به يک جريان فکري سياسي هستند، طبيعي است که همکاري زياد يا حداقل ميل به همکاري زياد در طرفين وجود داشته است. به رغم اين ميل و خواسته، تلاش براي ايفاي وظيفه و برخورد مستقل قوه مقننه هم صورت مي گرفت. براي روشن شدن حفظ استقلال در کنار همکاري با دولت مي توان به زمان راي گيري براي کابينه دولت اشاره کرد. برخلاف سابقه تاريخي، چهار نفر از وزراي معرفي شده راي نياوردند. در مورد وزارت نفت هم سه بار افراد معرفي شده راي نياوردند و نفر چهارم که درون شبکه نفت رشد کرده بود، راي آورد و سرکار رفت.
-اجازه بدهيد در مورد اين مثال شما سوال کنم. آقاي احمدي نژاد بعداً چهار وزير که راي نياوردند و در دور دوم يا چندم از مجلس راي گرفتند را تغيير دادند. اين يک پيغام يا عکس العمل در برابر مجلس نبود؟
نه، من چنين حسي ندارم. ممکن است گزينه بديل مورد علاقه ايشان نبوده يا ارزيابي مثبتي از وزير جديد پيدا نکردند. مثلاً وزير نفتي که معرفي کردند، همان افرادي نبودند که قبلاً معرفي شده بودند. در وزارت نفت گشتند کسي را پيدا کردند که سابقه اجرايي مفصل داشت. مذاق مجلس اين بود که کارهاي مهم به دست کساني بيفتد که سابقه آن بخش را داشته باشند. در مورد وزارت نفت اين مساله رعايت شد. در مورد وزارت آموزش و پرورش تقريباً نفر بعدي که آمد سنخيتي با اين وزارتخانه داشت.
-آقاي فرشيدي را مي گوييد يا آقاي علي احمدي؟
آقاي فرشيدي که آموزش و پرورشي بود. آقاي علي احمدي هم با اين وزارتخانه سنخيت داشت.
-به استقلال مجلس در عين همکاري با دولت اشاره کرديد. گاهي همکاري به رعايت نکردن قانون توسط دولت انجاميده است مثل افزايش قيمت محصولات پتروشيمي يا ادغام شوراها.
در اين موارد مجلس تذکر داده. اجازه بدهيد چند مثال بزنم که نشان مي دهد مجلس نظر مستقل داشته است. يکي از موضوعات مهم قانون مديريت خدمات کشوري است که دولت نسبت به آن بي ميل بود. مجلس اما بر اين قانون اصرار داشت و پس از گفت وگوهايي اقناعي که طرفين با هم داشتند اين قانون در مهر 86 تصويب و ابلاغ شد. يا فرض کنيد بودجه 87 که براي اولين بار دولت با جسارت حاضر شد تحولي در شيوه آن ايجاد کند. دو رويکرد مثبت در بودجه بود. مجلس ضمن استقبال از اين دو رويکرد، کاملاً در چارچوب قانون حاکم بر بودجه ريزي، شکل آن را يک قدم پيش برد.
-شما از محصول مجلس راضي هستيد؟ چون شما جزء معترضان به لايحه بوديد.
از جهت ساختار بله. شيوه بودجه ريزي نسبت به روال مرسوم قانوني تر شد. از جهت محتوا و کارکرد بودجه معترض بودم و هستم. اين مثال ها را زدم که بگويم رابطه مجلس و دولت منطقي و مبتني بر قانون بوده است. مثال برجسته ديگر شوراها بود. در ادغام شوراها مجلس معتقد بود که دولت دارد اشتباه مي کند و تفسير دولت از قانون غلط است. مجلس مقاومت تقنيني قوي کرد. البته هنوز اين ادغام به سرانجام نرسيده و با اختيار مجلس بايد تکليف آن معين شود نه با اختيار دولت. مجلس وقتي احساس مي کرد قانون دارد نقض مي شود، مقاومت خوبي کرد. در مورد قيمت محصولات پتروشيمي، مجلس قانون تصويب کرد و دولت اجرا نکرد. دولت معاذيري براي خود آورد که از نظر من پذيرفته نبود. تا گفت وگوها و مراودات صورت بگيرد، زمان خيلي سريع از دست رفت.
- در مورد تبصره 13 و عملکرد دولت صحبت کنيم. شما عملکرد دولت در اين زمينه را مثبت مي دانيد؟
از موارد خوب همکاري دولت نهم و مجلس هفتم، همين تبصره 13 است. مجلس هفتم وقتي ماده 3 قانون برنامه چهارم را تغيير داد، استناد کرد که قبل از اتخاذ سياست قيمتي براي مهار مصرف سوخت، بايد سياست هاي غيرقيمتي شود. در سال 83 در مرکز پژوهش ها تحقيقي صورت گرفت و براي اولين بار در بودجه سال 84 که در سال 83 بررسي مي شد، تبصره يي به نام تبصره 13 در قانون بودجه تعبيه شد که مجموعه يي از سياست هاي غيرقيمتي که ناظر بر صنعت، نوع مصرف وسايل حمل و نقل عمومي، گسترش حمل و نقل عمومي و ايجاد شبکه قابل اعتماد و آسان بود و البته حذف وسايل پرمصرف و مواردي از اين قبيل. در پنج ماه پاياني دولت آقاي خاتمي اقدامي در مورد اين تبصره صورت نگرفت و در طول هشت سال آقاي خاتمي هم پالايشگاه ساخته نشد. در طول اين سال ها توليد خودرو کشور چندبرابر شد و ايران به واردکننده بنزين تبديل شد. در تبصره 11 قانون بودجه 84، پيش بيني هايي براي بهبود وضع پالايشگاه ها، احداث پالايشگاه هاي جديد و بهبود فرآيند مهندسي پالايش صورت گرفت. جمع تبصره 13 و برخي اجزاي تبصره 11، سياست هاي غيرقيمتي بود که براي ساماندهي حمل و نقل عمومي و مهار مصرف سوخت در کشور تعبيه شد. آقاي احمدي نژاد که تخصص ترافيک دارد، از تبصره 13 استقبال خوبي کرد و با استفاده از تجربه هاي گذشته در بودجه سال 85 هم اين تبصره گنجانده شد. دولت اجازه داشت چهار ميليارد دلار در اين مورد خرج کند که به آن پايبند بود. 6500 اتوبوس اضافه شد، سهم تهران معادل 40 درصد ظرفيت حمل و نقل موجود آن رشد کرد. 42 هزار تاکسي اضافه شد و 250 هزار خودرو فرسوده جايگزين شد. البته آمار من مربوط به سال 85 است. اينها نشان مي دهد که مي توانيم در اجراي تبصره 13 نمره خوبي به دولت بدهيم. کار خوب سهميه بندي بنزين هم براي اولين بار اطلاعات متمرکزي از شبکه حمل و نقل اعم از شخصي و عمومي را فراهم کرد و براي بسياري از تصميماتي که به ساماندهي سيستم منجر مي شود، اطلاعات فراهم کرد. نتيجه آن شد که در سال 86، به جاي واردات حدود 40 ميليون ليتري، به طور متوسط روزانه 15 ميليون ليتر بنزين وارد کرديم.
- آقاي دکتر در قالب تبصره 13 ميزان مصرف بنزين مشخص نشد؟ و آيا سهم ارزي واردات بنزين در بودجه رعايت شد؟
البته اجراي تبصره 13 ضعف هايي هم داشت از جمله همين ميزان واردات بنزين که اشاره کرديد. ميزان واردات بنزين از لحاظ ارزشي بيش از رقم مصوب مجلس بود. دولت با استفاده از منابع داخلي شرکت ملي نفت بنزين وارد کرد.
- مگر وارد کردن بنزين از محل منابع داخلي نفت و بدون کسب اجازه از مجلس تخلف نبود؟
به نظر من تخلف بود. نبايد بدون اجازه مجلس چنين مي کرد.
- عکس العمل مجلس نسبت به اين تخلف چه بود؟
وقتي مجلس مطلع شد، فرصت زيادي براي اصلاح نبود.
-با اينکه چنين تخلفي استيضاح وزير را در بردارد، موافقيد؟ فکر نمي کنيد اگر زمان ديگر يا دولت ديگري بود، استيضاح انجام مي شد؟
در اين مورد نه. براي اينکه وزيري که تازه سرکار آمده مسوول تمام آنچه در وزارتخانه رخ داده نيست و وقتي آقاي نوذري سرکار آمد، نيمي از سال گذشته بود.
-ولي اين واردات مازاد بر بودجه در زمان ايشان بوده.
در مورد اينکه چقدر از واردات مازاد در زمان ايشان بوده، ترديد دارم. ماه هاي اول سال ميزان اصلي بنزين وارد شده بود، چون مي خواستند ذخيره سازي مطمئني داشته باشند. به هر حال کار ما محدود کردن امکان تخلف براي سال آينده است. براي سال آينده دست دولت را بستيم. وقتي دولت پيشنهاد کرد حدود 4/3 ميليارد دلار براي واردات سوخت احتياج دارد، ما آن را تصويب کرديم و در بودجه طوري متن بند ذي ربط تبصره را نوشتيم که دولت نتواند از منابع داخلي شرکت ملي نفت استفاده کند.
-در مورد سهميه بندي بنزين هم توضيحي بفرماييد. اول با سهميه 100 ليتر براي هر سواري شروع شد و براي شروع مدارس هم 100 ليتر به سهميه ها اضافه شد. در دور دوم سهميه بندي، سهميه خودروهاي سواري 120 ليتر بود و بعد براي عيد 100 ليتر هم سهميه سفر دادند. در قالب تبصره 13 در مورد سهميه ها بررسي شده بود؟
نه، چون طبق تبصره 13 اختيار تصميم گيري در مورد جزئيات به عهده دولت بود. اين يک کار اجرايي است. البته من شخصاً معتقدم براي تاثير در رفتار مصرف کنندگان اين تصميمات که مردم را به مصرف بيشتر تشويق مي کند، مخل است. يکي از مهم ترين اهداف سهميه بندي تغيير رفتار مردم و سوق دادن آنها به استفاده بيشتر از وسايل نقليه عمومي است. در اين صورت با کمتر شدن خودروها در معابر، بازدهي شبکه حمل و نقل بالا مي رود و شيريني استفاده از شبکه عمومي تحت فشار کمبود بنزين به مذاق مصرف کنندگان مي نشيند. کاهش واردات و حفظ منابع ارزي تامين شد اما از نظر حفظ رفتار مردم دولت موفق نبوده است.
-در قانون جامع حمل و نقل مصوبه يي آمده که دولت به خارج کردن بنزين از سبد کالاهاي حمايتي تا سال 91 ملزم شده. اين مصوبه يعني همان رشد پلکاني قيمت. شما با اين مصوبه موافقيد؟
تمام کساني که مثل من از سهميه بندي دفاع کردند، از سياست هاي قيمتي هم دفاع مي کنند. قيمت در شرايط خاصي در مصرف اثر مي گذارد. اگر کالايي ضروري بود و جايگزين نداشت، افزايش قيمت راه کاهش مصرف نيست چون رشد قيمت بايد خيلي زياد باشد که بر کاهش مصرف تاثير بگذارد. از آنجا که افزايش يکباره و فاحش قيمت سوخت تورم زاست، ما چنين رفتاري را نمي پذيرفتيم. هنوز هم فکر مي کنيم جلوگيري از رشد يکباره و فاحش سوخت کار درستي بوده. سياست قيمتي را وقتي قبول داريم که جانشين خوبي براي خودرو شخصي و بنزين وجود داشته باشد. در اين صورت کشش بنزين بالا مي رود و حساسيت مصرف کننده به تغيير قيمت افزايش پيدا مي کند. در اين حالت به ازاي X تومان افزايش مصرف، مقدار قابل توجهي کاهش مصرف خواهيم داشت. بنابراين فرض بوده که تا سال 91 اگر سياست هاي غيرقيمتي را به خوبي انجام بدهيم، تدريجاً در سال هاي آخر، امکان استفاده از سياست قيمتي با آثار منفي کم به وجود مي آيد.
-در اين مدت شما رشد پلکاني را قبول داريد؟
معتقدم بايد تدريجاً قيمت اضافه شود. هر چقدر در اعمال سياست هاي غيرقيمتي مثل تبصره 13 موفق مي شويم، بايد از سياست هاي قيمتي هم بهره بگيريم.
-بهتر نبود در اصلاح ماده 3 برنامه سوم، از اول به جاي تثبيت قيمت ها، سياست هاي قيمتي و غيرقيمتي را در کنار هم شروع مي کرديد؟
نه، براي اينکه واکنش دولت در برابر مصوبه مجلس مشخص نبود. وقتي ارزيابي پيدا شد، به نظر رسيد در چهار يا پنج سال مي شود اين کار را کرد.
-فکر نمي کنيد بخشي از رشد نقدينگي و تورم مربوط به تثبيت قيمت ها بوده؟ با توجه به اينکه دو هزار ميليارد تومان جبران ضرر تثبيت قيمت ها بوده.
اين رقم براي جبران خسارت برق صرف شد. اين رقم براي اصلاح تبصره 3 نبود. اصلاح تبصره 3 دو هدف داشت، که به هر دو آنها تقريباً نائل شد. هدف اول، جلوگيري از جهش تورمي در سال 84 بود. اما چون امر عدمي است و فاجعه يي رخ نداد و کسي را به فغان وا نداشت، کمتر به آن توجه شد.
اين تصميم فيکس کردن قيمت ها يک ساله بود و دولت بايد براي رشد قيمت ها توجيه خود را ارائه مي کرد. در موارد ديگر تثبيت مثل خدمات پستي و مخابرات، دليل تثبيت آن بود که در ماده 5 برنامه سوم، شش شرکت بزرگ دولتي بايد حداکثر سالانه 10 درصد قيمت محصول را رشد و هر ساله با افزايش بهره وري، هزينه تمام شده را کاهش مي دادند. در عمل شرکت هاي بزرگ دولتي هر سال افزايش قيمت داشتند اما از تکليف رشد بهره وري، شانه خالي کردند. در اصلاح ماده 3 برنامه چهارم هدف آن بود که شرکت هاي بزرگ دولتي گزارش توجيهي بياورند که چرا قيمت تمام شده شان اينقدر بالاست. در اقتصاد خرد، دولت بايد در قيمت شرکت هاي انحصاري وارد شود يا از طريق ماليات آنها را کنترل کند. در نتيجه ما کارمان علمي بود. اتفاقاً توانير اين کار را در سال 85 شروع کرد و گزارش اخير توانير به مجلس نشان داد چطور بهره وري در آن سيستم دارد رشد مي کند. مرکز پژوهش ها مراقبت دقيق کرد که قيمت تمام شده توام با گزافه گويي نباشد.
-اينجوري هزينه دولت بيشتر نشده؟
چرا اما در واقع هزينه ها وجود داشته و شفاف شده. امسال ميزان يارانه پرداختي به شرکت گاز و نفت و توانير در بودجه 87آمد و يکي از دلايل رشد بودجه عمومي همان بوده است.
-هدفمندي يارانه ها در اين بحث دنبال شد؟
هدفمند کردن يارانه ها انجام شد اما بيشتر يارانه ها شفاف شد. در دولت قبل هم شفاف سازي صورت گرفت. بعد حذف شد. مجدداً ما يارانه ها را در بودجه آورديم تا مشخص شود پولي که از حساب ذخيره ارزي براي تامين اين سقف از مصرف مردم برداشت مي شود، چقدر است. امسال اين رقم 11 ميليارد دلار است.
-پس تورم و نقدينگي، بيشتر به کدام دلايل به وجود آمده است؟
چند دليل دارد. يکي از دلايل استفاده بي رويه از حساب ذخيره ارزي به ويژه براي بودجه هاي عمراني است. همين مساله ما را دچار بيماري هلندي کرده که از سال 84 تشديد شده است. ميل به مصرف دلارهاي نفتي هم در مردم شديد بود و هم در دولت.
-مردم که اختياري براي استفاده از دلارهاي نفتي نداشتند.
مردم اختيار نداشتند اما شما رسانه ها، حرف آنها را که پول نفت سر سفره مردم بيايد، بزرگ کرديد.
-ما نگفتيم، آقاي احمدي نژاد گفتند.
رسانه ها بر آن دميدند. حتي وقتي رئيس جمهور گفت اينجوري نگفتم، گفتند تو گفتي و فضا را تشديد کردند. حتي اگر رئيس جمهور اين حرف را گفته باشد هم رسانه ها بايد خلاف آن تبليغ مي کردند چرا که تشديد انتظار و توقع باعث مي شود حساب ذخيره ارزي که تيغ دو لبه است بد عمل کند.
- رئيس جمهور بايد به شعار خود پايبند باشند.
حتي اگر غلط باشد؟
- اگر غلط باشد بايد بيايند به اشتباهشان اعتراف کنند.
وقتي رئيس جمهور مي گويد من نگفتم يعني يا يادشان رفته، يا واقعاً نگفته يا گفته اما مي خواهد تغيير موضع بدهد. بهتر است به او کمک کنيم که روش معقول تري را در استفاده از حساب ذخيره ارزي در پيش بگيرد.
- برگرديم به سوال قبل.
بله، نقدينگي در شهريور سال 84 ، 78 هزار ميليارد تومان بود. در شهريور 86 به 145 هزار ميليارد تومان رسيد يعني حدوداً دو برابر شد. اين نقدينگي خيلي شگفت آور است. وقتي از حساب ذخيره ارزي براي تامين بودجه استفاده مي کنيم، بايد ارز را در بازار بفروشيم و ريال آن را به دولت بدهيم که خرج کند. از دو حال خارج نيست يا بازار کشش خريد اين ارزها و ارزي که بانک مرکزي از بخش خصوصي مي خرد را دارد که واردات بالا مي رود و به توليد داخلي صدمه وارد مي شود يا بخشي از اين ارزها براي انتقال سرمايه به خارج خريداري مي شود که به نفع اقتصاد ملي نيست يا بازار کشش خريد اين همه ارز را ندارد. در اين حالت بانک مرکزي ارز را مي خرد و ريال تزريق مي کند به جامعه. در اين صورت پايه پولي تشديد مي شود و نقدينگي با ضريب حدود 5/4 رشد مي کند. در اين حالت ذخاير خارجي بانک مرکزي بالا مي رود و در ازاي آن پول پرقدرت به جامعه تزريق مي شود. بخش ديگري از نقدينگي درون جامعه ناشي از عملکرد سيستم بانکي است. سيستم بانکي هم نامنظم عمل مي کند و هم اقساط معوق اعتباري که مي دهد، بالا است. و هم صدور چک پول منظم نيست. چک پول دارد کار اسکناس را انجام مي دهد. در حالي که کل اسکناس در گردش 6 هزار ميليارد تومان است، 12 تا 18 هزار ميليارد تومان چک پول صادر شده است. در ازاي صدور چک پول بايد بخشي از پول حساب هاي بانک صادرکننده مسدود شود تا نقدينگي اضافه نشود. بانک ها در ازاي صدور چک پول حساب را مسدود نمي کردند تا اعتبار در دست شان باشد. اين حجم زيادي از نقدينگي را ايجاد کرد. دولت آقاي احمدي نژاد نسبت به هر دو موضوع حساسيت نشان داده و با بخشنامه هاي بانک مرکزي احتمالاً به تدريج به سمت حل موضوع مي رويم.
- دولت خود متقاضي برداشت از حساب ذخيره ارزي بوده و در موارد زيادي در اواخر سال تخصيص بودجه عمراني کم شده و بخشي از آن در قالب اصلاحيه به سمت بودجه جاري رفته است.
من دو مطلب گفتم. اجازه بدهيد سومين منبع رشد نقدينگي را هم بگويم و بعد به سوال شما بپردازم. سومين عامل رشد نقدينگي، رشد اعتبارات بانکي براي طرح هاي زودبازده و اشتغال زا است. من با اصل رويکرد دولت موافقم. رشد بنگاه کوچک و متوسط حتماً ضروري است و موجب اشتغال و تقويت خوشه هاي توليدي مي شود اما امکان منطقي انجام شدن آن به اندازه فشاري که دولت آورد، نبود. بانک ها به جاي عمل کردن به مثابه نهاد بازار سرمايه به عنوان نهاد پولي عمل کردند و صرافي کردند تا سرمايه گذاري. چون آمادگي تخصصي وجود ندارد، وقتي به آنها فشار مي آوريم که به طرح هاي زودبازده وام بدهيد، يا وام نمي دهند يا بدون کارشناسي طرح، وام مي دهند. بيشتر مورد دوم اتفاق افتاده و پول مسير هدفمند خود را طي نکرده است.
- در مورد برداشت از حساب ذخيره بفرماييد. خاطرم است که خود شما چند بار در مورد رشد نقدينگي هشدار داديد اما مجلس با شما همراهي نکرد. اينکه دولت متقاضي برداشت بوده عجيب نيست اما مجلس در دادن مجوز برداشت افراط کرده است.
در سال 84 که اولين جهش براي بودجه عمراني صورت گرفت، عملکرد بودجه عمراني آن سال حدود هشت هزار ميليارد تومان بود. براي سال 85 دولت گفت 18 هزار ميليارد تومان مي خواهم، يعني بيش از دو برابر. 12 هزار و 500 ميليارد تومان را مي خواستند از حساب ذخيره بردارند. اين کار بيماري هلندي را تشديد مي کرد و در آن واحد با دو پديده تورم و رکود مواجه مي شديم. استدلال هاي امثال بنده در کميسيون تلفيق به راحتي پذيرفته شد و يک بسته سياستي براي اصلاح اولويت گذاري طرح هاي عمراني و اولويت گذاري طرح هاي نيمه تمام تهيه شد. کميسيون تلفيق برداشت از حساب ذخيره ارزي را هم از 12 هزار و 500 ميليارد تومان به 7 هزار و 500 ميليارد تومان رساند. اين تصميم در مجلس مخالفان جدي داشت و خود دولت هم مخالف آن بود، چون دولت آقاي احمدي نژاد که پرکار و جازم است و مي توانست سريع تر به اهداف عمراني برسد. حرف ما اين بود که جزم و عزم دولت کافي نيست و سيستم هم بايد با اين ميزان اعمال فشار دولت همراه باشد. براي پرهيز از آن گفتيم حجم پول برداشتي از حساب ذخيره را کم مي کنيم و در مقابل اجازه به دولت مي دهيم براي جابه جايي اعتبارات. در تبصره 19، بند دو، پيشنهاد شد که پيشنهاد خود من بود. در کميسيون تلفيق هم راي آورد و قرار شد در کميته 6 نفره که معاون اول رئيس جمهور و سه نفر از دولت و دو نفر از کميسيون هاي تخصصي مجلس حضور داشتند، طرح ها بررسي شود و آنها که بهره وري بالا و توجيه اقتصادي دارد، در اولويت قرار بگيرد. اجزاي بسته سياستي با هم سازگار بود، اما بعداً در بررسي آن در صحن علني دو اتفاق بد افتاد؛ اول آنکه پيشنهاد کميسيون عمران راي آورد که به جاي 7 هزار و 500 ميليارد تومان برداشت از حساب ذخيره ارزي، 14 هزار ميليارد تومان برداشت شود. ما اعتراض شديدي به نحوه راي گيري کرديم که حق با ما بود و پيشنهاد ديگري که 10 هزار و 500 ميليارد تومان بود به راي گذاشته شد و راي آورد، يعني نه تصميم کميسيون تلفيق راي آورد و نه تصميم دولت. متاسفانه بند 2تبصره 19 که خيلي مهم بود، با پيشنهاد يکي از اعضاي اقليت حذف شد. در اشتهاي خرج کردن و رسيدگي به حوزه انتخابيه فرقي بين اقليت و اکثريت نيست. در آن سال مجلس به دولت اجازه داد از حساب بردارد. از ارديبهشت طبق پيش بيني من، قيمت مصالح رشد کرد و افزايش قيمت کالاهاي بخش ساختمان و حمل و نقل آغاز شد و به ساير بخش ها سرايت کرد. در اين شرايط تورم که تا مرداد 85 سير نزولي داشت، رشد صعودي پيدا کرد. البته در پايان سال 85 اتفاق بد ديگري در حال وقوع بود و آن متمم سه هزار و 500 ميليارد توماني دولت بود که به مجلس داد. قرار بود هزار ميليارد تومان از طريق جابه جايي تامين شود و دو هزار و 500 ميليارد تومان از حساب ذخيره بردارد. چون عوارض آن آشکار شده بود، کميسيون بودجه پيشنهاد من را پذيرفت و متمم به اصلاحيه تبديل شد و کل سه هزار و 500 ميليارد تومان از جابه جايي رديف ها تامين شد. اين راي موجب دلخوري دولت شد. در جلسه يي آقاي حداد، آقاي عبداللهي و آقاي باهنر به اتفاق بنده رفتيم با همکاران آقاي احمدي نژاد صحبت کرديم و گفتيم چرا اين تصميم به نفع کشور است. آقاي احمدي نژاد قانع شد و از گزارش کميسيون بودجه دفاع کرد. با اين تصميم جلوي يک شوک تورمي ديگر گرفته شد. پس ما در مواردي که به نظرمان اشتباه بود اعتراض کرديم. در مواردي نتيجه گرفتيم و در مواردي خير. در بودجه 87 که امسال تدوين شده، اعتراضات ما به نتيجه نرسيد چرا که مجلس در لايحه جامع حمل و نقل بلندپروازي شديدي کرد که دولت هم با آن موافق بود مبني بر آنکه سالي 10 هزار ميليارد تومان براي حمل و نقل درون شهري و برون شهري از حساب ذخيره و ساير منابع برداشت شود. از اول مي دانستيم ساير منابع محض تعارف است و حساب ذخيره تحت فشار قرار مي گيرد و اين رقم واقع بينانه نيست و دولت نمي تواند اين کار را بکند. اين نشان مي دهد تصميماتي که براساس آرزو و ميل است ولي با قواعد عقلي، علمي و واقعيات کشور سازگار نيست، خود را تصحيح مي کند و البته ما ضررهايي مي کنيم. دليل مخالفت من با بودجه هم اين بود که بودجه را تورمي تلقي مي کنم. چون ويژه نامه شما نوروزي است نبايد کام خوانندگان را تلخ کرد. اينکه بودجه عمراني را از 14 هزار و 500 ميليارد تومان به 24 هزار ميليارد تومان تبديل کنيم، غيرواقع بينانه است و امکان ندارد و اثر تورمي دارد.
-اجازه بدهيد در مورد انتخابات سوال کنم، لطفاً رفتار شوراهاي نظارتي مجلس براي انتخابات شوراهاي شهر را- که تنوع بيشتري از نمايندگان را پذيرفت- با رفتار هيات هاي اجرايي، نظارت و شوراي نگهبان با کانديداهاي انتخابات مجلس هشتم مقايسه کنيد.
مقايسه اين دو گرچه هر دو اعمال نظارت است، تا حدي سخت است. چون تا حد کمي اين دو نامتجانس هستند. شوراهاي شهر، نهادهاي اجتماعي- خدماتي هستند و مجلس نهادي کاملاً سياسي است. پس سخت گيري قانون براي احراز صلاحيت کانديداها براي اين دو بسيار متفاوت است. به نسبت اين تفاوت آثار هم متفاوت است. در نظارت مجلس براي انتخابات شوراها، کار سهل تر است. در اعمال احراز صلاحيت داوطلبان نمايندگي مجلس چهار مرجع داريم؛ هيات هاي اجرايي با محوريت فرمانداري، هيات نظارت شوراي نگهبان استان، هيات نظارت مرکزي شوراي نگهبان و شوراي نگهبان. در طول تاريخ از مجلس اول تا الان با جزر و مدهايي در اين قصه روبه رو بوديم. طبيعي است که همواره عده يي اعتراض کنند. اعتراضات دو دسته است؛ اعتراضات به دليل قبول نداشتن اصل قانون نظارت که آن را مسموع نمي دانم و اعتراض به نحوه اجرا. در اين سير خطاهايي صورت مي گيرد. بخشي مربوط به ضعف قانون است که در مدت کوتاهي کار سنگين را به هيات هاي نظارت تحميل مي کند. به دليل سنگيني کار و تنگي وقت، خطا پيش مي آيد. يک ضعف هم مربوط به ضعف ذاتي توانايي عملياتي ماست. مثل طرز انتخاب معتمدين محلي. شوراي نگهبان مرجعي است که بسياري از ضعف ها را جبران مي کند چون تعلقات حزبي شوراي نگهبان تقريباً قابل صرف نظر است. گاهي اشتباهات فاحشي رخ داده و مثلاً در يک مورد که خود من درگير رايزني آن بودم، فردي که طرفدار سنتي و پروپاقرص شوراي نگهبان بود به اتهام آدم ربايي و سرقت مسلحانه ردصلاحيت شد. در حالي که خود من او را مديرکل وزارت کار کرده بودم، قبلاً فرماندار شهر و قبل تر رئيس سپاه آنجا بود. در تاريخي که گفته مي شد در زندان بندرعباس بوده، ايشان فرماندار بود. در نهايت در شوراي نگهبان با استعلام از وزارت کار و جواب آنها ايشان تاييدصلاحيت شدند. چون تاييدصلاحيت چند روز مانده به انتخابات بود، رقيب ايشان گوي سبقت را ربود و راي آورد. مجدداً در دور بعد انتخابات به دليل تشابه اسمي همان مشکل پيش آمد. البته سوءنظر هم در کار بود چون معتمدين محلي ايشان را مي شناختند. براي همين مي گويم بايد سازوکارها اصلاح شود و معتمدين بهتر انتخاب شوند. اگر قانون اصلاح شود و فرصت کافي براي فرآيند انتخابات وجود داشته باشد، ضعف ها کاهش پيدا مي کند.
-در مورد ردصلاحيت هاي امسال قضيه کمي فرق مي کند. به طوري که آقايان هاشمي، کروبي و خاتمي جلسه گذاشتند و بعد هر کدام با رهبري صحبت کردند. کانديداهاي يک طيف با ديد حذفي ردصلاحيت شده بودند. بعداً در ميان اسامي بيش از هزار نفري که شوراي نگهبان تاييد صلاحيت کرد - و نشان از خطاي هيات هاي اجرايي و نظارت داشت - باز هم اسامي شاخص اصلاح طلبان وجود نداشت. برخي چهره هاي اصولگرا مثل آقاي عسگراولادي هم به اين ردصلاحيت ها اعتراض کردند و گفتند حذف رقيب به نفع ما هم نيست. نظر شما چيست؟
من نظرم را در نامه سرگشاده به شوراي نگهبان اعلام کردم. البته معتقد نيستم حذف تمام کساني که از جبهه اصلاحات کانديدا شدند، کار غلطي بود، چون ساختارشکنان و کساني که مباني نظام را قبول ندارند نمي شود نماينده مجلس شوند. اما تاييد مجدد شوراي نگهبان نشان مي دهد ضعف هايي در فرآيند بررسي وجود دارد. خوشحالم که تلاش سياسيون چه آقاي عسگراولادي و بنده و چه آقايان هاشمي، کروبي و خاتمي با وجود رهبري بصير، نتيجه مي دهد و شوراي نگهبان اشتباهات را کاهش مي دهد.
- ارزيابي شما از عملکرد جبهه متحد اصولگرايان با وجود اعلام موجوديت جريان ائتلاف فراگير اصولگرايان چيست؟ اگر اين جبهه اکثريت را به دست بياورد با وجود حضور طيف طرفداران دولت، کار شما سخت تر مي شود؟
جبهه متحد تدبيري بود در اردوگاه اصولگرايان براي آنکه در کل کشور، وحدت فهرست داشته باشند. من اين کار را بسيار مقدس مي دانم. همان طور که چندين بار از وحدت فهرست اصلاح طلبان هم دفاع کردم. استدلال من اين است که در نبود احزاب وقتي گروه هاي هم سنخ با هم جمع شوند و فهرست واحد بدهند، ناچارند شعار سراسري و وعده کلان و سراسري بدهند. هر کدام اکثريت را به دست بياورند نمي توانند از زير وعده ها شانه خالي کنند. گرچه هنوز ائتلاف نمي تواند مثل يک حزب قوي عمل کند چون در مجلس احزاب دچار تشتت مي شوند. از اتحاد جبهه اصلاحات و جبهه اصولگرايان دفاع کردم و آن را به نفع کشور مي دانم. البته دلم مي خواهد که اکثريت مجلس دست اصولگرايان باشد، اما در غير اين صورت هم اقليت متشکل بهتر از اقليت متشتت است. تکليف مردم هم با گروه متشکل مشخص تر است. البته از اول ضعفي در کار ما بود که پوشش کافي نداشتيم. عده يي براي جبران ضعف فهرست واحد اصولگرايان، سعي کردند فهرست جداگانه تهيه کنند. حدس مي زنم اين فهرست دوم به صورت جدي باقي نماند و جبهه اصولگرايان به فهرست واحد مي رسد.
- کار با جبهه متحد آسان تر است يا سخت تر؟
با مقدمه يي که گفتم، تشکل بهتر از تشتت است. در مجلس هم کار شفاف مي شود. تمرين اتحاد براي امر انتخابات مثبت است. امروز هم اکثريت مجلس با مثلث سه ضلعي اصولگرايان روبه رو است و رويه واحد نداشته است.
- پايبندي دولت را به سند چشم انداز و سياست هاي کلي اصل 44 چطور ارزيابي مي کنيد؟
در مورد چشم انداز، دولت گزارش خود را ارائه مي کند. اما در مورد سياست هاي کلي اصل 44، دولت بيش از اندازه دارد سريع عمل مي کند.
به نظر من دولت بايد اقدامات فعلي خود را متوقف کند و براساس مصوبه مجلس که الان در مجمع است، عمل کند و پيگير تسريع کار مجمع شود. خصوصي سازي عادلانه ابعاد مختلف دارد؛ دنبال کارايي و عدالت است. طريق و شيوه آن هم انتقال مايملک غيرضروري دولت به مردم است. ساز و کار تسهيل مقررات، انحصارزدايي و ايجاد نهادهاي ناظر بر رقابت در قانون مجلس آمده و در رفتار دولت نيست. دولت با عجله دارد مايملک را منتقل مي کند در حالي که ساير ساز و کارها و نهادهاي لازم مورد اهتمام نيست.