محمدصادق اميني
رفتار، موضع گيري ها و اقدامات روسيه در جامعه بين المللي ظرف ماه هاي گذشته شاهد تحولات جديدي بوده است به گونه يي که بسياري از کارشناسان مسائل بين المللي بر اين باورند که سرمداران کاخ کرملين خواهان احياي قدرت ابرقدرت سابق جهان هستند. نگاهي به تحولات به وقوع پيوسته در روابط روسيه با غرب و موضع گيري هاي «ولاديمير پوتين» بر سر مسائلي مانند بحران مسکو- لندن و اخراج ديپلمات ها، تنش روسيه با امريکا بر سر سپر دفاع موشکي، خروج يکجانبه مسکو از پيمان تسليحات متعارف اروپا، تهديد به مورد هدف قرار دادن کشورهاي ميزبان سپر دفاع موشکي و همچنين ادعاي روسيه درخصوص مالکيت بر قطب شمال همگي حاکي از آن است که پوتين تصميم گرفته چهره يي ماندگار از خود در تاريخ روسيه بر جاي بگذارد. هرچند که از مدت زمان رياست جمهوري پوتين مدت زيادي نمانده ولي يک چيز مشخص است؛ پوتين با استفاده از قيمت بالاي نفت و همچنين برخي اقدامات انحصارطلبانه در عرصه اقتصاد روسيه نشان داده که در مسير خود براي تبديل روسيه به ابرقدرتي جديد مصمم است.
روسيه به دنبال تثبيت قدرت
به باور کارشناسان مسائل بين المللي استراتژي جديد «مشارکت و مقاومت» که روسيه در سياست خارجي خود در عرصه نظامي، سياسي و اقتصادي در پيش گرفته بيانگر آن است که مسکو به دنبال تثبيت قدرت سه گانه خود در جهان است. دستور اخير پوتين درخصوص از سرگيري پروازهاي مجدد هواپيماهاي بمب افکن استراتژيک روسيه براي نخستين بار پس از پايان جنگ سرد، در حالي که قبل از آن با امضاي سندي در پي تلاش امريکا براي نصب سامانه موشکي در شرق اروپا خروج کشورش از پيمان کنترل تسليحات متعارف را اعلام کرده بود، پيام جديدي را براي غرب مخابره مي کند؛ «روزهاي ناديده گرفتن روسيه به عنوان يک نيروي تمام شده ديگر به پايان رسيده است».
هرچند کاخ سفيد در تلاش براي پنهان کردن نگراني هاي خود، تصميم روسيه را مبني بر از سرگيري پرواز بمب افکن هاي دورپرواز راهبردي را اقدامي کم اهميت دانسته ولي برخي کارشناسان پرواز اين بمب افکن هاي راهبردي را نشانه ورود به جنگ سرد توصيف مي کنند. جنگ سرد جديدي که روسيه در آن کارت هاي جديدي براي بازي و اعمال فشار بر رقبايش در غرب دارد. طبق اخبار منتشره روسيه قصد دارد تا سال 2025 ميلادي، توليد جنگنده - بمب افکن هاي خود را به دو برابر ميزان کنوني برساند و اين افزايش شامل توليد بيشتر موشک هاي هسته يي و تانک نيز مي شود. اين اقدامات روسيه باعث مي شود تا قدرت نظامي مسکو پس از جنگ سرد به بيشترين ميزان خود برسد. بر همين اساس کارشناسان سياسي و نظامي معتقدند روسيه از اين اقدامات خود چند هدف را دنبال مي کند که مهمترين اين اقدامات را مي توان در بعد داخلي در انتخابات آتي پارلماني و رياست جمهوري و در بعد خارجي در نشان دادن اين نکته به غرب که روسيه هنوز به عنوان يک قدرت بزرگ جهاني مطرح است، خلاصه کرد. در اين ميان نکته يي که باعث نگراني امريکا و ساير کشورهاي غربي شده، اين است که روسيه قصد دارد برخي از توليدات نظامي خود را به ليست فروش تجهيزات نظامي اضافه کند. در حقيقت کرملين با رهبري پوتين و بهره گرفتن از منابع غني انرژي خود، ديگر از بحران هايي که پس از فروپاشي شوروي سابق با آن مواجه بود رهايي يافته و هم اکنون بار ديگر به عنوان قدرتي قابل تامل در برابر امريکا ايستاده است.
پوتين و رويارويي استراتژيک
پوتين در سياست هاي جديدي که براي روسيه در پيش گرفته نشان داده که سياست خارجي اش مخاصمه جويانه تر از آن است که مانند اولين رهبران روسيه پس از پايان جنگ سرد که مي خواستند از طريق مشارکت با اروپا و کوتاه آمدن در برابر برخي تنش ها، غرب مسکو را بخشي از خانه واحد اروپايي تلقي کنند، بخواهد در برابر غرب کوتاه بيايد. هرچند پوتين در ابتداي کارش در رياست جمهوري روسيه نوعي همکاري گسترده با غرب به ويژه در قبال امريکا دنبال کرد و مخصوصاً بعد از حادثه 11 سپتامبر بحث همکاري استراتژيک در مبارزه با تروريسم را مطرح کرد و حتي تعامل مسکو با غرب خصوصاً امريکا قالب استراتژيک پيدا کرد، اما اين رويه شکست خورد و بر روسيه عيان شد که نه تنها امريکا روسيه را در جبهه خودش به حساب نمي آورد بلکه رقيب و دشمن خود تلقي مي کند. در واقع پوتين چون از سياست همکاري با غرب نتيجه مناسب را به دست نياورده مواضع ضدغربي جدي اتخاذ کرده و قصد ندارد مانند رهبران سابق روسيه به غرب امتياز بدهد. پوتين با نگاهي به تعاملاتي مانند امضاي قرارداد عدم گسترش تسليحات متعارف با اروپا که در روسيه تصويب و عمل شد ولي در اروپا به تصويب و عمل نرسيد و همچنين امتيازاتي مانند توافق شواردنادزه و جيمز بيکر که به واسطه آن 47 هزار کيلومتر از درياي برينگ که آلاسکا را از چوکوتکاي روسيه جدا مي کرد و مورد منازعه روسيه و امريکا بود، در اختيار امريکا قرار داد، مي بيند که آن امتياز دادن ها به هيچ وجه نتيجه نداده و بايد استقلال و اقتدارش را در صحنه بين الملل دنبال کند.
هر چند روسيه در سياست خارجي جديد خود به دنبال همکاري برابر با اروپا و امريکا است ولي مسکو هنوز از توان کافي براي مقابله با واشنگتن برخوردار نيست و به همين جهت با احتياط وارد مي شود. يعني نه يکسره مقاومت مي کند و نه يکسره مشارکت. در واقع واشنگتن و لندن تمام حواس خود را طي سال هاي اخير بر مساله عراق، افغانستان و مبارزه با القاعده معطوف کرده اند و از ساير مسائل مهم جهان غافل شده اند و همين موضوع به روسيه اين امکان را داده تا از غفلت اين دو قدرت بين المللي استفاده کرده و روز به روز به قدرت خود بيفزايد.
روسيه ضمن اينکه همکاري با غرب را کامل رها نکرده در برابر بخشي از سياست هاي غرب مقاومت مي کند که بالاترين نمونه آن اين است که در قبال خاورميانه سياست مستقلي اتخاذ کرده است. براي مثال مسکو موضع اروپا و امريکا را در برابر حماس ندارد و با هر دو دولت خودگردان و حماس در فلسطين رابطه دارد که در صورت به وقوع پيوستن رقابت جدي با امريکا در اين منطقه چنين روابطي در اين منطقه حساس جهان بسيار تاثيرگذار خواهد بود. در قضيه لبنان هم روسيه با ارسال سلاح به اين کشور مخالفت کرد و در مورد عراق نيز تاکيد بر شکست سياست هاي امريکا مي کند و مي گويد شکست واشنگتن ناشي از آن است که به هشدارهاي مسکو گوش نکرده است. کارشناسان بر اين باورند که در حالي که امريکا به خاطر اشتباهاتش دچار ضعف شده روسيه با گسترش امکانات خود در حال افزايش توانايي هاي خويش است که اين مساله نشان مي دهد رقابت ها در آينده ميان اين دو کشور شکل جديدي به خود خواهد گرفت. هرچند مقامات غربي براي کاستن از تنش فعلي در روابط بين روسيه با غرب تاکيد مي کنند که بحراني جدي در روابط ميان دو طرف وجود ندارد و در اين خصوص به حجم بالاي روابط اقتصادي روسيه با اروپا مخصوصاً در حوزه انرژي اشاره مي کنند ولي واقعيت اين است که شديدترين عامل رويکرد جديد پوتين براي موضع گيري در برابر غرب به خاطر اشتباهات غرب در نحوه برخورد با روسيه است. به باور برخي از منتقدان غربي از سرگيري پرواز هواپيماهاي استراتژيک روسيه اقدامي موجه است، چرا که غرب با گسترش ناتو در روابط خود نسبت به روسيه زياده روي کرده زيرا براي روسيه پيوستن گرجستان و اوکراين به ناتو، مانند نشان دادن پارچه قرمز به گاو است.
روسيه و بازي با کارت انرژي
در حالي که مواضع امريکا و روسيه بر سر استقرار سپر دفاع موشکي امريکا در شرق اروپا حتي يک گام به يکديگر نزديک نشده و مسکو با آزمايش نسل جديدي از موشک هاي دوربرد هسته يي خود نشان داده قصد کوتاه آمدن در قبال اين رويکرد امريکا را ندارد، ادعاي اخيرش درخصوص مالکيت اين کشور بر بخش وسيعي از نيمکره شمالي زمينه اختلافات بين اين دو رقيب ديرينه را به شدت عميق تر کرده است. در حال حاضر سردمداران کاخ کرملين سعي مي کنند با استفاده از مشکلاتي که بر سر راه امريکا به وجود آمده، جايگاه قدرتمندتري براي روسيه در عرصه نظام بين المللي با استفاده از کارت انرژي تعريف کنند. يکي از ابزارهاي مهمي که روسيه در راه رسيدن به اين هدف به آن تکيه کرده دارا بودن ذخاير عظيم نفت و گاز است. در حال حاضر نفت و گاز مهمترين عامل انرژي در دنيا است و دست کم تا 50 سال آينده نه تنها اين نقش کاهش پيدا نمي کند بلکه افزايش هم مي يابد. روسيه با اين نگاه مي خواهد از توانايي صدور انرژي خودش و توانايي تسلط بر شاهراه هاي انتقال انرژي بيشترين استفاده را براي افزايش نقش خود در معادلات بين المللي ببرد. بنابر اظهارات کارشناسان اقداماتي نظير افزايش حجم سرمايه گذاري در حوزه انرژي، ايجاد بزرگ ترين کارتل گازي دنيا يعني گازپروم، ايجاد کارتل گازي سيب نفت، استفاده از انرژي براي تحت فشار گذاشتن همسايگان، طرح ايجاد خطوط لوله جديد، همگي در همين راستا صورت مي گيرد. در واقع ورود روسيه به قطب شمال ورود به حوزه انرژي زا است که مي تواند به توانمندي مسکو در حوزه انرژي اضافه کند و نقش آن را در معادلات استراتژيک دنيا افزايش دهد. طبق تازه ترين تحقيقات انجام شده بيش از يک چهارم ذخاير نفت و گاز جهان در قطب شمال قرار دارند و اين يعني افزايش قدرت هر کشوري که به اين ذخاير دست پيدا کند.