پنج شنبه، 21 مهر 1390 - شماره 2284
   
 
صفحه نخست :: ويژه نامه :: موسيقي
گفت‌وگو با فرهاد فخرالديني در آستانه اجراي اركستر مهرنوازان
از مديريت اركستر ملي رنجيده خاطر شدم

چند سال پيش بود كه خبر جدايي فخرالديني از اركستر ملي، موسيقي ايراني را در بهت فرو برد، فخرالديني به عنوان رهبر اركستر ملي و از بنيانگذاران اين اركستر به يك‌باره تصميم به ترك هميشگي آن گرفت، دليل آن هرگز مشخص نشد، اينكه بر او چه گذشت كه ديگر توان همكاري با اركستر ملي را در خود نمي‌ديد سوالي بود كه اكنون فخرالديني پس از دو سال در گفت‌وگو با «اعتماد» به آن پاسخ داد.



آقاي فخرالديني شما با سابقه نزديك به چهار دهه فعاليت مستمر در حوزه موسيقي، دليل اينكه چرا اركسترهاي ايراني‌با استقبال جهاني‌روبرو نشده است را در چه مي­‌بينيد؟

موسيقي ايراني هميشه مورد بي‌مهري واقع شده. وقتي به آن توجه نمي‌شود چطور مي‌توان انتظار داشت اين موسيقي مهجور و مظلوم جهاني شود؟ موسيقي ايراني بسيار موسيقي باارزشي است، مانند ادبيات ايراني، ولي به موسيقي‌ بيش از ادبيات ظلم شده است، براي رشد و تعالي موسيقي و جهاني شدن آن بايد هزينه كرد، بايد فضاي لازم به موزيسين‌ها داده شود. با اين شرايط كه نه هزينه‌يي در موسيقي مي‌شود، نه فضايي براي رشد موزيسين‌ها وجود دارد، چگونه مي‌توان انتظار جهاني شدن را از موسيقي ايراني داشت؟ اين مواردي است كه از رشد و نفوذ موسيقي ايراني به خارج از مرزهاي جغرافيايي جلوگيري مي‌كند.

تعريف شما از موسيقي جهاني چيست؟

موسيقي جهاني بايد بر مبناي آكادميك و جهاني نوشته شود، آهنگسازي كه مي‌خواهد در جهان بدرخشد و به اعتباري جهاني برسد در ابتدا بايد مرزهاي جغرافيايي را فراموش كند، بايد جهاني فكر كند و بعد انتظار داشته باشد كه در ابعاد جهاني موسيقي‌اش شنيده شود، اين اصل كار است، و در ادامه موزيسين بايد سواد آكادميك آهنگسازي را داشته باشد، بايد بتواند ملودي قوي بنويسد و بعد تنظيم قابل قبولي نيز روي كار انجام دهد. اينها شرايطي است كه يك موسيقي در ابعاد جهاني به آن نياز دارد. متاسفانه در برخي مواقع ديده مي‌شود كه يك موزيسين آهنگساز خوبي است ولي در زمينه تنظيم كار سواد و توانايي لازم را ندارد، اين دو مانند بال‌هاي يك پرنده مي‌مانند، براي پريدن بايد دو بال قوي و يكسان داشت.

با اين تفسير شما از موسيقي جهاني، براي جهاني شدن بايد موزيسين‌هاي با سواد و مديراني آگاه و همگام با موسيقي داشت، از نظر شما موسيقي ايراني پتانسيل جهاني شدن را داراست؟

صد درصد اين موسيقي پتانسيل جهاني شدن را دارد، موسيقي ايراني داراي مقام‌ها و پرده‌هايي است كه مي‌تواند، بر دستگاه‌هاي موسيقي غربي منطبق شود، ما اگر بتوانيم موسيقي را به سمتي گرايش دهيم كه در موسيقي غربي گنجانده شود مي‌توانيم انتظار جهاني شدن را داشته باشيم، البته از بعد مديريت نبايد غافل شد.

درخشان‌ترين دروه موسيقي ايراني در اين چند دهه به اعتقاد شما كدام دوره بوده است؟

موسيقي در گذشته اعتبار و ارزش بيشتري داشت، به عقيده من زماني كه آقاي روح‌الله خالقي رهبر اركستر راديو بودند دوره درخشان موسيقي ايراني بود، در آن زمان موسيقي حرمت داشت و موسيقي در ميان مردم ارزش و اعتباري داشت ولي بعد از آمدن تلويزيون موسيقي هم به مرور كمرنگ شد و افت كرد. از سال ???? تا ???? به نظر من دوره درخشان موسيقي ايران است.

شما بنيانگذار اركستر ملي بوديد و خواسته يا ناخواسته با جدايي شما از اركستر ملي، صدماتي به بدنه اين اركستر وارد شد، هيچ راهي براي ادامه همكاري شما با اركستر ملي نبود؟

خير خوشبختانه يا شوربختانه زمينه‌هاي جدايي من از اركستر ملي فراهم شده بود و من هم ديگر علاقه‌يي به همكاري با اركستر ملي نداشتم. مسوول وقت اركستر، برنامه‌ريزي‌هاي درستي انجام نداد و من رنجيده‌خاطر شدم و ديگر با آنها همكاري نكردم

دليل اين رنجش خاطر شما چه بود؟ خواسته‌هاي غيرمتعارفي داشتند؟

بله، دقيقا خواسته‌هايي داشتند كه به هيچ عنوان متعارف نيست، شايد بعضي از موزيسين‌ها به اين خواسته‌ها تن در دهند، ولي من از آن جمله نيستم و نخواهم بود. آنها از من خواستند يك سري كار مناسبتي توليد كنم و اين دقيقا در تضاد با انديشه‌هاي من بود، من همواره براي مردمم كار كرده‌ام و هيچگاه حاضر به انجام كارهاي مناسبتي نيستم، من رهبر مردمي هستم و نه رهبر مناسبتي.

تقريبا عادت كرده‌ايم كه اسم شما و سالار عقيلي را در كنار هم ببينيم، دليل اين گرايش شما به سالار عقيلي چيست؟

سالار عقيلي المان‌هاي يك خواننده خوب را دارا هستند، ايشان داراي يك صدا با پتانسيل‌هاي بسيار بالا هستند و در شرايط كنوني و در ميان تمام خوانندگان، بهترين و مطمئن‌ترين خواننده براي اجرا، قطعا سالار عقيلي است.

چرا براي اين اجرا سوليست تار در نظر گرفته شده و انتخاب آقاي ساكت چگونه صورت گرفت؟

در آخرين اجراي اركستر ملي، قرار بود سوليست تار ما باشند كه به دلايلي آن اجرا هرگز صورت نگرفت، در صورتي كه تمام تمرين‌هاي ما انجام شده بود و كار آماده اجرا بود، در نهايت كار كنسل شد. الان فرصت مناسبي بود تا از آقاي ساكت استفاده كنيم.



محمدحسن و محمدحسين مقدس‌تفرشي مديران اجرايي گروه اركستر مهر نوازان

روي صحنه نرفته صداي خيلي‌ها درآمد

اين اركستر چگونه شكل گرفت؟

اين گروه با كمك فرهاد فخرالديني، سالار عقيلي و كيوان ساكت شكل گرفته است. اين اركستر سومين اركستري است كه فرهاد فخرالديني رهبري مي‌كنند. برنامه اين كنسرت از شانزده قطعه تشكيل شده است كه توسط گروه مهر نوازان در سالن ميلاد نمايشگاه و با خوانندگي سالار عقيلي اجرا مي‌شود.

نخستين اجراي مهر نوازان مصادف شده است با اجراي اركستر ملي، در اين رابطه چه فكر مي‌كنيد؟

ما كاملا به اين قضيه با ديد مثبت نگاه مي‌كنيم و اين اتفاق را به فال نيك مي‌گيريم. من روي اين مساله شديدا پا فشاري مي‌كنم كه ما از برنامه اركستر ملي بي‌اطلاع بوديم و در مقابل هيچ شخص يا ارگاني جبهه‌گيري نمي‌كنيم، ما چندي پيش به همراه اعضاي گروه تصميم گرفتيم اين اركستر را راه‌اندازي كنيم و كاملا از همه‌چيز بي‌اطلاع بوديم كه بعد ديديم بين برنامه‌ها تداخل زماني پيش آمده با اين حال بسيار خرسنديم كه دو گروه اركستر در حال فعاليت هستند و ما هيچ‌وقت دنبال اين داستان را نخواهيم گرفت كه چه كسي اول قصد اجراي برنامه داشته است چون كه به نظر من مساله مهمي نيست كه برايش وقت بگذاريم ما سعي مي‌كنيم از وقت براي پيشرفت در كارمان استفاده كنيم تا اينكه به حاشيه‌ها بپردازيم در هر صورت من اميدوار هستم كه هر دو برنامه با موفقيت اجرا شود و خوشحاليم كه اركستر قدرتمندي داريم كه هنوز روي صحنه نرفته صداي خيلي‌ها درآمده است.

كار اركستر ملي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

آقاي عليزاده احتياج به معرفي ندارند ايشان از بزرگ‌ترين موسيقيدان‌هاي حال حاضر هستند و همچنين آقاي محمد معتمدي از خوانندگان تراز اول موسيقي ما به حساب مي‌آيند من در رابطه با آقاي برديا كيارس اطلاعات زيادي ندارم اما برايشان احترام خاصي قائلم و براي تمامي اين افراد آرزوي موفقيت مي‌كنم.
گفت‌وگو با برديا كيارس در آستانه كنسرت «دلشدگان»
رقابتي با اركستر مهرنوازان نداريم

رضا خانكي

برديا كيارس از آن دست رهبراني است كه در آينده بيشتر و بيشتر از او خواهيم شنيد، شايد بتوان جسارت را مهم‌ترين فاكتور در وجود او دانست، جسارتي كه به او كمك مي‌كند قله‌هاي موسيقي را آهسته آهسته فتح كند. كيارس از زماني كه رهبري اركستر ملي را عهده‌دار شده سعي كرده است برنامه‌ريزي دقيقي براي آن انجام دهد و مهم‌ترين هدفش را تقدير از موزيسين‌هاي به نامي كه در قيد حيات هستند مي‌داند...



شما مدت زيادي نيست كه رهبر اركستر ملي شده‌ايد، اين اركستر از زماني كه شما سرپرست آن شده‌­ايد چه تغييراتي كرده است؟

تغييرات زيادي انجام داده­‌ايم، در بدو ورودم، برنامه­‌يي براي آينده اركستر آماده كردم و سعي بر آن دارم كه طبق آن برنامه پيش برويم. در همان زمان از بسياري از اعضاي قديمي اركستر ملي و برخي از هنرمندان دعوت به همكاري كرديم كه برخي از آن­ها قبول كردند و خيلي­‌هايشان هم بنا به دلايلي قبول نكردند كه در اين دوره با اركستر ملي همكاري كنند.

شما از رهبران جوان اركستر هستيد و تجربيات زياد بين‌المللي هم داريد، با توجه به تجربيات شما، آيا موسيقي ايراني توانايي جهاني شدن را دارد؟

قطعا اين موسيقي توانايي جهاني شدن را دارد، ما داراي يك موسيقي غني با پيشينيه مناسب هستيم، اين موسيقي در آينده مي‌تواند بيشتر به جهانيان شناخته شود. بايد موسيقي خودمان را با علم موسيقي غرب تطبيق دهيم، اين گام اول براي جهاني شدن است. يك موسيقي زماني جهاني مي‌شود كه سازبندي اركسترش نيز جهاني باشد.

عملكرد اركستر ملي در كنسرت آخرش بهمراه عليرضا قرباني را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

از نظر من به عنوان رهبر اركستر، آن كنسرت يك اجراي بدون نقص بود، بويژه شب سوم آن كه صداي اركستر از دو شب ديگر بهتر بود. ما اجراي شب سوم را ضبط كرده­‌ايم و احتمال دارد آن اجرا را منتشر كنيم. نبايد فراموش كرد كه ميانگين سني اركستر ملي، بيست و سه سال است و اين عملكرد براي يك اركستر جوان قابل تقدير است.

يكي از نكاتي كه در يك اركستر مهم به نظر مي‌­رسد، نظم اعضاي اركستر است، متاسفانه در آن برنامه شاهد برخي بي­‌نظمي‌­ها از اعضاي اركستر ملي ايران بوديم، صحبت‌هايي كه برخي از نوازندگان در خلال اجرا با يكديگر داشتند...

طبيعي است اگر بعضي از نوازندگان در يك كنسرت با يكديگر صحبت كنند، اما نكته مهم اين است كه اين صحبت‌ها در چه موردي است، من به عنوان رهبر اركستر، وظيفه نظم دادن به اركستر را بر عهده دارم و از نظر من اعضاي اركستر ملي، بسيار منظم هستند و من به شما قول مي­دهم كه صحبت‌هاي نوازندگان به بهبود كار اركستر كمك مي‌كرده. احتمالا آن­ها در حال گوشزد كردن نكاتي بوده­اند كه كيفيت كار را بالا ببرد. يك نوازنده شايد متوجه ايراد كار خود نباشد ولي نوازنده‌هاي ديگر ايراد او را مي­‌بينند و به او گوشزد مي‌كنند. متاسفانه برخي به قصد تخريب سخناني به زبان مي­‌آورند، به ياد دارم در يك كنسرت وقتي من و ديگر نوازنده‌ها در خلال برنامه به يكديگر لبخند مي­زديم، يكي از روزنامه‌نگاران اين كار ما را يك ايراد بزرگ قلمداد كرده بود، در صورتي كه به نظر من او قصدي جز تخريب نداشت، اين لبخندها به نوازندگان حين برنامه انرژي مثبت مي‌دهد. به نظر من رهبري يك اركستر مانند جراحي مغز مي­‌باشد، بايد حواس يك رهبر بطور كامل جمع باشد تا اتفاق ناخوشايندي نيفتند.

اركستر ملي در كنسرت جديدش قرار است آثاري از آقاي عليزاده را اجرا كند، اين نظر شخص شما بود كه آثار ايشان را اجرا كنيد يا به شما تحميل شد؟

قدرداني از موزيسين­‌ها وظيفه ماست، مطمئن باشيد اگر آقاي خالقي زنده بودند و اجراي قبلي ما را مي‌ديدند بسيار خوشنود مي‌شدند. يك موزيسين در تمام عمر خود تلاش مي‌كند تا آثاري جاودانه خلق كند و شايسته است كه حاصل زحمات خود را در زمان حياتش ببيند. فرصت نبود كه آثار آقاي خالقي را در زمان حيات ايشان و در حضورشان اجرا كنيم، اما موزيسين‌­هاي ديگري هستند كه ما قصد داريم گزيده‌يي از آثارشان را در قالب يك اركستر بزرگ و در حضور خود ايشان اجرا كنيم. همكاري با آقاي عليزاده براي اركستر ملي يك اتفاق خوشايند است و انتخاب آثار ايشان توسط شوراي اركستر ملي صورت گرفته است.

خواننده ميهمان اركستر ملي، اين‌بار محمد معتمدي است، اين انتخاب هم از سوي اين شورا صورت گرفت؟

انتخاب ايشان زماني بود كه من ايران نبودم و در اين انتخاب نقشي نداشتم اما خوشبختانه بايد بگويم كه محمد معتمدي از خوانندگان بسيار خوب و آينده­‌دار است. پتانسيل­‌هاي بالايي در صداي معتمدي نهفته است و من از اين همكاري بسيار خوشحالم. او از معدود خوانندگاني است كه با دست رهبر اركستر به خوبي آشنا است و اين همكاري مشترك رهبر و خواننده را بسيار راحت مي‌كند.

همانطور كه اطلاع داريد كنسرت شما همزمان شده است با كنسرت اركستر مهرنوازان كه به نوعي همان اعضاي قديمي اركستر ملي هستند، اين همزماني را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

اجراي يك كنسرت زمان‌بندي­‌هاي خاص خود را دارد، به نظر من اين همزماني يك امر تصادفي است و حتي اگر چيزي غير از اين نيز باشد، تنها يك عايدي براي موسيقي ايراني دارد و آن پيشرفت موسيقي است. آقاي فخرالديني از موسيقي­دانان خوب ما هستند و ما از وجود امثال ايشان استقبال مي‌كنيم، در تهران شهري به اين بزرگي، بايد كنسرت­‌هاي بيشتري برگزار شود و من نمي‌توانم درك كنم كه چرا همزماني دو اجراي دو اركستر تا اين حد براي مطبوعات ما عجيب است. ما رقابتي با اركستر مهرنوازان نداريم و اعضاي آن اركستر همه قابل احترامند چون براي اعتلاي موسيقي ايراني زحمت مي­‌كشند.

شنيده‌ها از عدم رضايت آقاي عليزاده پس از شنيدن تنظيم‌­هاي آقاي عبدي روي آثار ايشان خبر مي‌دهد...

نه اين طور نيست، آقاي عليزاده وقتي قطعات را شنيدند تصميم گرفتند تغييراتي روي برخي از آنها اعمال كنند، به هرحال ايشان آهنگساز و صاحب اثر هستند و اينكه سليقه ايشان با سليقه آقاي عبدي يكسان نباشد را نمي‌توان عدم رضايت آقاي عليزاده ناميد. آقاي عبدي در مدت زمان كمي كه در اختيار داشتند تنظيم‌هاي خوبي روي نوشته‌هاي آقاي عليزاده انجام دادند.
گفت‌وگو با سالار عقيلي، خواننده اركستر مهرنوازان
خوشحال باشيم كه يك شب دو اركستر روي صحنه مي‌رود

آقاي عقيلي اركستر مهرنوازان، بدنه قديمي اركستر ملي است، درباره اين كنسرت اخير چه نظري داريد؟

همانطور كه مي‌دانيد اركستر مهرنوازان با كمك استاد فرهاد فخرالديني راه‌اندازي شد، حاصل تمرينات و زحمات گروه قرار است در كنسرتي كه هفته آينده در برج ميلاد برگزار خواهد شد، به مردم خوب و موسيقي شناس ايراني عرضه شود. در اين كنسرت هفت قطعه جديد براي مخاطبان اجرا خواهد شد و چند قطعه قديمي كه مردم با آنها خاطره دارند و همواره آن قطعات را دوست داشته‌­اند. تفاوت اين اركستر با كارهايي كه همين اركستر در قالب اركستر ملي اجرا مي‌كرد اين است كه در اين برنامه فقط رهبر اركستر و خواننده حضور ندارند، آقاي كيوان ساكت با سه قطعه (دو كار بي‌كلام و يك كار با كلام) به عنوان سوليست تار در اين اركستر ما را همراهي مي‌كنند.

درباره تداخل زماني كنسرت مهرنوازان و اركستر ملي چه نظري داريد؟

اين روزها بحث‌هايي درباره تداخل زماني كنسرت­‌هاي اركستر مهرنوازان و اركستر ملي شنيده مي‌شود، بعضي موافق اين تداخل زماني هستند و برخي هم مخالف. من در جريان اين تداخل زماني نبودم ولي از نظر من اين تداخل زماني مشكلي ايجاد نخواهد كرد، نبايد از اين اتفاق ناراحت بود، به اعتقاد من بايد خوشحال هم بود، خوشحال از اينكه دو اركستر روي صحنه مي­‌روند و فكر نمي‌كنم نتيجه آن چيزي جز پيشرفت موسيقي ايراني باشد و طبيعتا ما هم با هيچ حركتي كه در اين راستا باشد مشكلي نخواهيم داشت. در شهري مانند وين روزانه نزديك به صد كنسرت برگزار مي‌شوند و از همه آنها استقبال مي‌شود، ما نيز دوست داريم كه همه كساني كه براي موسيقي ايراني تلاش مي‌كنند موفق باشند. براي جمعيت 70 ميليون نفري ايران اجراي كنسرت دو اركستر، در يك شب اتفاق عجيبي نبايد باشد و مطمئنا اين تداخل زماني نه به ما و نه به اركستر ملي ضربه و صدمه‌يي وارد نخواهد كرد.

براي اين اجراي اركستر ملي به شما پيشنهادي شد؟

براي كنسرت گذشته اركستر ملي، باز هم به من پيشنهادي درباره خوانندگي در اين اركستر ارايه شد، ولي من حاضر به پذيرش آن نشدم، ولي اين موضوع از نظر من اهميت فراواني ندارد، مهم اينست كه هدف همه ما ارتقاي سطح موسيقي است و همين هدف است كه ما را به يكديگر نزديك مي‌كند، چه فرقي دارد كه چه كسي در كجا برنامه دارد؟ مهم كيفيت كاري ا­ست كه قرار است اجرا شود، همه ما براي مردم كار مي‌كنيم و مردم به خوبي خوب را از بد تشخيص مي‌دهند.
نكاتي درباره دعواي دو اركستر به‌خاطر اجراي همزمان روي صحنه
كاش خجالت بكشند يا اندوهگين شوند

اديب وحداني

يك باور بسيار رايج و تقريبا همه‌گير درباره موسيقي، هنر و حتي شعر در بين هنرمندان و هنردوستان در ايران، مدعي است كه با سواد بودن يا علم داشتن هنرمند موجب گرفتاري او در «ورطه» يا «چنبره» هنر خودش است و نتيجه‌اش، از بين رفتن حس و حال و قريحه و ذوق و به خصوص روحيه هنري هنرمند است. هيچ‌كس اين روحيه هنري را براي ما تعريف نمي‌كند اما اگر بخواهيم روحيه هنري را توصيف بكنيم مي‌شود زودرنجي و شيفتگي شديد و شيدايي شديد و نفرت‌هاي شديد و خودبزرگ‌بيني‌هاي عظيم و خودكوچك‌بيني‌هاي چشمگير؛ يعني دقيقا مي‌شود همان توصيف‌هايي كه مي‌توان درباره يك بچه يا كودك به كار برد و چون كودك بودن براي يك كودك گناه يا اشتباه يا عيب نيست، همين خصوصيات در بالغان، يا مدعيان بالغ بودن هم عيب است و هم ايراد است و هم گناه و طرفه آنكه هم تجربه شمرده مي‌شود و هم ستايش مي‌شود و هم ساز و كارهاي رايج آن را تشويق مي‌كنند و رواج مي‌دهند. طرفه‌تر اين است كه حرف‌هاي اين مخالفان علم و سواد در موسيقي ايراني عملا درست هم هست. يعني توليدات افراد مشهور به سوادي مانند پورتراب، وزيري و فرهت در مقايسه با خيلي از تكنوازي‌ها، نغمه‌سازي‌ها، گروه‌نوازي‌ها و حتي گاه آهنگسازي‌هاي به ظاهر تحصيل نكرده و كم‌سواد اصلا هيچ نكته برجسته يا حتي نكته متوسطي جز پرهيز از اشتباهات فاحش ندارند.

آنهايي كه در ايران به روش غيرسنتي مورد آموزش موسيقي قرار مي‌گيرند از مزاياي روش‌هاي مدرن آموزشي بي‌بهره مانده‌اند و چيزي هم از مزيت اصلي روش آموزش سنتي موسيقي به آنها نرسيده است. در آموزش به روش سنتي موسيقي (و معمولا هنرها و حتي فنون و علوم ديگر) رسم براين بود كه همان‌قدر به پرورش شخصيتي طلبه توجه شود كه به علم، هنر يا فني كه او مي‌آموزد. در اروپا و امريكاي بعد از روشنگري كه شروع آموزش علم به روش مدرن هم بود، به اين نكته توجه مي‌شد كه فضاي آموزشي و نحوه تعاملات استاد و طلبه علم و تعاملات بين هنرجويان و دانشجويان در محيطي باشد كه فرد فقط متخصص يك رشته نشود، بلكه در زمينه‌هاي مختلف شخصيتي هم رشد بكند. برتري دانشگاه رفتن به دانشگاه نرفتن از آنجا مي‌آمد كه فرد دانشگاه رفته جداي از تخصص در يك رشته و به دست آوردن درك و مدرك در آن رشته، داراي امكان به دست آوردن فن زندگي هم بود و به ازاي چند سالي كه از محيط كار دور بود، مهارت‌هايي را براي زندگي‌اش به دست آورده بود كه از او فردي كارآمدتر براي زندگي مي‌ساخت. در موسيقي سنتي ايران هم، اين طور است. در آموزش موسيقي به روش جديد در ايران از اين خبرها نيست. در ايران در گذشته هنرمند براي شرايط زندگي‌اي كه در گذشته موجود بود آموزش مي‌ديد، اما شرايط عوض شده و آموزش‌ها عوض نشده. در روش‌هاي متجددانه آموزش موسيقي هم كه پرورش شخصيت هنرجو تقريبا مغفول است. نتيجه‌گوي همين رفتارهاست.

چند سال بعد، وقتي حاضران فعلي دعواي دو اركستر و دست‌اندركاران آن به امروز نگاه كنند دعواي ناشي از عدم بلوغشان را شايد با نفرت نگاه كنند، شايد هنوز با كينه به امروز فكر كنند اما من آرزو دارم خجالت بكشند يا حداقل اندوهگين شوند.
عناوين اين صفحه
از مديريت اركستر ملي رنجيده خاطر شدم
رقابتي با اركستر مهرنوازان نداريم
خوشحال باشيم كه يك شب دو اركستر روي صحنه مي‌رود
كاش خجالت بكشند يا اندوهگين شوند
اركستر ملي سابقه 50 ساله دارد
حرفم را روي صحنه خواهم زد

محسن رجب­‌پور مدير اجرايي اركستر ملي:
اركستر ملي سابقه 50 ساله دارد
برنامه جديد اركستر ملي چگونه خواهد بود؟

اركستر ملي ايران برگزيده‌يي از آثار استاد عليزاده را با صداي محمد معتمدي و تنظيم آقاي عبدي اجرا خواهد كرد. اتفاق ويژه در اين كنسرت، تك‌نوازي استاد عليزاده خواهد بود. اركستر ملي قصد دارد قطعاتي مانند دلشدگان، گل‌چهره و بي‌تو به سر نمي‌شود را اجرا كند كه مي‌توان گفت فصل جديدي در اركستر ملي در حال آغاز است.

همزماني كنسرت اركستر ملي با اركستر مهرنوازان را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

در رابطه با تداخل زماني‌ بين اركستر ملي و مهرنوازان بايد بگويم ما از ? ماه پيش براي اين اجرا برنامه‌ريزي كرده بوديم، حتي نامه شماره‌دار دبيرخانه مشخص مي‌كند كه ما چه زماني براي دريافت مجوز اقدام كرده‌ايم. اين تداخل زماني قطعا نمي‌تواند از سوي ما باشد، براي اينكه هنگامي كه ما جدول كار اركستر ملي را مي‌بستيم، هنوز اركستر مهرنوازان تشكيل نشده بود، حتي اسمي هم نداشت، اما متاسفانه برخي از دوستان تصور مي‌كنند چون ما تبليغ نكرده‌ايم، پس ديرتر هم شروع به كار كرده‌ايم. البته شايد اين تداخل اتفاقي باشد، تهران ?? ميليون نفر جمعيت دارد، با اين جمعيت نبايد انتظار داشت در يك شب دو سه هزار نفر پر شود؟

اركستر ملي را آقاي فخرالديني پايه‌گذاري كرده‌اند، با جدايي ايشان از اركستر ملي، چرا اين اسم تغيير نكرد و چرا نوازندگان زيادي از اركستر جدا شدند؟

اين اسم يك اسم سازماني است و متعلق به هيچ شخص خاص يا نهاد خاصي نيست بلكه متعلق به ايران است و جالب است بگويم اركستر ملي از سال 1327 شروع به كار كرده است و نه از سال 1377، ما از آقاي فخرالديني توقع كمك و حمايت داريم ايشان يكي از اساتيد بزرگ موسيقي ايران هستند و ما هم براي ايشان احترام خاصي قايل هستيم و هرگز در مقابل ايشان جبهه‌گيري نكرده‌ايم.نوازندگاني هم كه از اركستر ملي جدا شدند، تماما متوسط سني بالايي داشتند و ما قصدمان پايين آوردن ميانگين سني اعضاي اركستر بود، ما به آينده نگاه مي‌كنيم، براي اين اركستر برنامه‌هاي درازمدت داريم و از اكنون به 10 سال ديگر فكر مي‌كنيم.


گفت‌و گو با محمد معتمدي، خواننده اركستر ملي
حرفم را روي صحنه خواهم زد
كنسرت دلشدگان پايان سكوت يك‌ساله شماست...

بله من بعد از كنسرت برف‌خواني و يك اجراي كوچك در شهر ساري، كنسرت ديگري برگزار نكرده‌ام. كار جديد نوشته استاد حسين عليزاده است و طبيعتا ايشان احتياجي به معرفي ندارند. ايشان از معدود چهره‌هاي تاثير گذار در ?? سال اخير هستند و بهترين قطعات‌ سازي و آوازي ساخت ايشان قرار است در قالب اركستر ملي به رهبري برديا كيارس اجرا شود. مردم پيش‌تر اين كارها را با صداي استاد شجريان شنيده و به ياد دارند اما تفاوت اجراي استاد شجريان با اجراي اخير در اين است كه آن آثار كاملا در فضاي موسيقي سنتي بوده‌اند ولي الان قرار است در قالب اركستر اجرا شود.

تا به حال سابقه همكاري با اركستري به اين وسعت را داشته‌ايد؟

در مقياس كوچك‌تر بله كارهايي مثل برف‌خواني از علي قمصري را مي‌توان در ابعاد كوچك‌تر با اين آثار مقايسه كرد، همچنين من در آخرين اجراي اركستر ملي در زمان استاد فخرالديني نيز خواننده بودم، در آن برنامه قطعاتي از خود استاد فخرالديني، استاد بديعي و مرحوم حنانه را اجرا كرديم.

و همزماني دو اركستر بحث داغ اين روزهاست...

به عقيده من اتفاق خوب و ميموني است، كشوري به اين بزرگي بايد ?? اركستر داشته باشد و به نظر من كاملا تصادفي است چون الان فصل برگزاري كنسرت‌هاست اين احتمال وجود دارد. موسيقي بايد پيام‌آور صلح باشد نه اينكه افراد به خاطر يك موضوع كوچك با هم درگير شوند و از هم دور شوند، قطعا اين ديگر موسيقي نخواهد بود، من قصد ندارم در اين خصوص بيش از اين صحبت كنم، هنرمند بايد به جاي زياد حرف زدن به فكر پيشرفت در كارش باشد من حرفم را روي صحنه خواهم زد.

بررسي آثار شما نشان مي‌دهد كه شما انسان تجربه‌گرايي هستيد، به اين كار به چشم يك تجربه نگاه مي‌كنيد؟

كار با استاد عليزاده نه تجربه، كمياست و نه كار راحتي، قطعا براي من اين اتفاق بسيار كارآمد، ارزشمند و مفيد است و بدون شك در آينده هم به من كمك خواهد كرد. در خصوص اين اجرا بايد بگويم احتمالا در اين اجرا قطعاتي به استاد فرهاد فخرالديني براي سپاسگزاري از زحمات ايشان در عرصه موسيقي تقديم خواهد شد.

سالار عقيلي

سالار عقيلي (متولد ?? آذر 1356)، خواننده موسيقي سنتي ايراني و دانش‌آموخته هنرستان موسيقي سوره و نيز داراي مدرک کارشناسي در رشته بازيگري تئاتر است. عقيلي از ? سالگي فراگيري موسيقي را با نوازندگي سازهاي مختلف آغاز کرد. او در طي بيش از ? سال نزد صديق تعريف به فراگيري آواز پرداخت. هم‌اکنون عقيلي افزون بر اجرا و ضبط آثار موسيقي به تدريس موسيقي در آموزشگاه خود و در هنرستان موسيقي مشغول است. گزيده آثار منتشر شده او به اين قرار است: ???? - عشق ماند - ???? - درياي بي پايان، ساخته سعيد فرجپوري با اجراي گروه دستان - ???? - مايه ناز و...



محمد معتمدي

محمد معتمدي (متولد ? مهر ????)، خواننده موسيقي ايراني‌ست. او دانش‌آموخته رشته کارگرداني‌ست. او فراگيري آواز و همچنين ساز ني را به صورت خودآموز از سنين نوجواني آغاز نمود. از سال ???? شروع به فراگيري شيوه آواز سيد حسين طاهر زاده نزد حميدرضا نوربخش کرد. او همچنين به سبب علاقه‌اي که به مکتب آواز اصفهان داشت، همزمان به تمرين و الگوبرداري از آواز اساتيدي چون تاج اصفهاني و اديب خوانساري پرداخت و در اين مسير از راهنمايي کساني چون حسين عمومي و علي‌اصغر شاه‌زيدي استفاده کرد. او تاکنون با گروه‌هاي متعددي فعاليت داشته که از جمله آنها مي‌توان به گروه خورشيد، همنوازان شيدا ، ارکستر ملي ايران و گروه همنوازان مهر اشاره کرد. برخي آثار منتشر شده او به اين قرار است: اي عاشقان ????- صوفي ????) و...

طناب‌كشي دو اركستر چه انجامي مي‌يابد؟



اجراي همزمان دو اركستر تقريبا مشابه خبري شادي‌بخش و طرب‌زاست. بسياري شايد همزماني اجراي اركستري به رهبري استاد فخرالديني و اركستري ديگر به رهبري برديا كيارس كه حضور چهره‌يي همانند استاد عليزاده را در پس و پشت خود دارد، ناشي از (به قول اهل فوتبال) كري خواندن بدانند، اما بخشي از رشد و توسعه در هر شاخه و هنري به عنصر رقابت و همين كري خواندن يكي براي ديگري بازمي‌گردد. در رقابت است كه ناخالصي‌ها آشكار و در استمرار اين رقابت است كه اين ناخالصي‌ها برطرف و بر كيفيت كار افزوده مي‌شود. تاريخ بشر هم رشدش را مديون رقابت و چشم و همچشمي‌ها مي‌داند چه در سطح كلان و چه در سطوح خرد. مهم‌ترين ويژگي رقابت دادن قدرت انتخاب به خريدار كالا يا خدمت است. در اينجا هم كالايي به نام اجراي اركستر ملي و تقريبا با آنسامبلي مشابه در دو نقطه تهران به صحنه مي‌رود و تماشاگر تهراني اين بخت‌ياري را دارد كه يكي از اين دو اجرا را انتخاب كند يا حتي در دو شب متفاوت به ديدار دو اجرا برود. برنده نهايي اين رقابت موسيقي جدي است.

نكته قابل اعتنا براي نگارنده، انرژي موجود در استاد فخرالديني است. بايد به ايشان با ديده تقدير نگريست و بر دستانشان بوسه تحسين زد. نگارنده با وجود آنكه منتقد سرسخت و جدي نحوه مديريت ايشان بر اركستر ملي بوده و هستم و دلايل خود را هم شرح داده‌ام، حضور مجدد ايشان در صحنه و شكل دادن به يك اركستر تازه‌نفس را بركت‌خيز مي‌دانم و معتقدم بعد از سال‌ها ايشان توانست عنصري به نام رقابت را در روح يك كار موسيقايي بدمد. بايد منتظر ماند و ديد كه بعد از اجراي اين دو اركستر ارزيابي‌ها به چه سمتي سوق پيدا مي‌كند؟ آيا هواداران و نوازندگان دو گروه و برخي از اهالي موسيقي مي‌توانند اين فضا را به سمتي هدايت كنند كه رقابتي سالم و ارتقابخش شكل بگيرد يا اينكه فضا به سمتي خواهد رفت كه تنها طناب‌كشي طرفين به پاره و مضمحل شدن كليت اين رقابت بينجامد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام