
شاهرخ بياني
علي دايي بازيکن شناخته شده يي است. مخصوصاً اين يکي دوساله که کار مربيگري را شروع کرده، مربي خوبي بوده است. به طور مثال کاري که در تيم سايپا انجام داد کار درستي بود. تيم را يکدست کرد. مهم ترين چيز در مربيگري علي دايي اين است که شاگردانش قبولش دارند. اين يک اصل مهم است. اگر در فوتبال شاگرد، مربي را قبول نداشته باشد بزرگ ترين ضربه به تيم وارد مي شود و هيچ وقت فوتبال رو به رشدي نخواهيم داشت. به اعتقاد من پرسپوليس با علي دايي موفق مي شود. او تحصيلکرده است، شعور فوتبال بالايي دارد و سطح بازي هاي ملي اش هم بالا است. با اين حساب فکر مي کنم گزينه خوبي براي پرسپوليس مي تواند باشد. اما با تمام اين حرف ها من معتقدم کرانچار مربي بدي نبوده است. وقتي مربي خارجي براي يک تيم ايراني آورده مي شود بايد زمان طولاني را بگذراند تا به نتيجه دلخواه برسد چون به هر حال زمان لازم است تا او با آداب و رسوم ايراني ما آشنا شود. اين اتفاق براي ما هم مي افتد. اگر يک مربي ايراني برود يوگسلاوي و يک تيم را هدايت کند زمان زيادي مي برد تا به همه چيز آشنا شود، عادت کند و نتيجه بگيرد. من فکر مي کنم ما بايد از مربيان خارجي براي تيم هاي پايه استفاده کنيم. ما زماني الفباي قوي در فوتبال داشتيم و آن به خاطر حضور مربيان خارجي در تيم هاي پايه بود، اما متاسفانه در حال حاضر مي بينيم يک بازيکن در 27 ،28سالگي تازه مطرح مي شود. مربيان خارجي مي توانند جوان هاي ما را از لحاظ تکنيکي بهتر تربيت کنند و ما بازيکنان با قدرت تري در آينده خواهيم داشت. اين مساله را هم بايد در نظر بگيريم که مربيگري پرسپوليس و استقلال کار سختي است چرا که اين دو تيم حاشيه هاي زيادي دارند. با اين حساب من فکر مي کنم کرانچار نه مربي بدي بود نه مربي خوبي. پس از انقلاب بهترين مربي پرسپوليس مصطفي دنيزلي بود. او ترک بود و به آداب و رسوم ايراني ما نزديک تر. او مي توانست مربي خيلي خوبي براي پرسپوليس باقي بماند اما ما او را خيلي مفت از دست داديم.